متصدى اين شغل شناسند و به ديگرى رجوع نكنند .
ديگر از شخصيتهايى كه در جنب « ديوان قضا » به حلوفصل دعاوى مىپرداخته و از راه كدخدامنشى به اختلافات رسيدگى و حتى الامكان حكمى مرضى الطرفين صادر مىكرده است ، شخصى خوشنام و كارآزموده بنام « حكم » بود كه از طرف ديوان وزارت به اين كار گماشته مىشد . بهطورى كه از مفاد يكى از احكام برمىآيد كسانىكه مسلمان نبودند و به ياسا و احكام چنگيزى نيز ايمان و اعتقادى نداشتند به حكم رجوع مىكردند تا وى طبق موازين معدلت « و بر قانون عرف و عادت . . . نگذارد كه بر يكديگر زور و زيادتى كنند و جانب مرعى داشته . . . تا افعال و اقوال او عند الخالق و الخلايق محمود و مرضى افتد . . . » « 1 »
ظاهرا اين شخص مانند امروز مبلغى از طرفين دعوا مطالبه مىكرده و از ديوان نيز پولى براى معاش خود و كارمندان دريافت مىكرده است .
ديگر از مشاغل مهم آن دوران تصدى « دفتردارى ممالك » بود ، متصدى اين شغل دفاترى داشت كه در آنها ادرار يعنى حقوق و مستمرى ثابت اشخاص و مطالب ديگرى چون « . . . تخفيف و اسقاط و مردود و احتسابى و املاك و مرسوم و معيشت و سيورغال و غير آن از واجبات هركس كه به دفتر حاجت افتادى در هرشهر و ولايت كه بودى رجوع با او كردندى و او دفاتر آن ولايت طلبيده صورت واقعى را به وزير و اصحاب ديوان بازنمودى و دفتر به عرض رسانيدى تا هيچ آفريده را شكى و شبهتى نماندى و تعيين دفتردار ديوان از صوايب تدابير صاحب سعيد شهيد مغفور خواجه شمس الدين صاحب ديوان جوينى رحمة اللّه تعالى بوده و پيش از او ديگر از وزرا ، سلاطين مغول دفتردار نداشتند . . . اين وزير انديشه كرد كه مبادا اصحاب اغراض در حق او به حضرت پادشاه قصدى كنند » پس از مشورت با ارباب اطلاع و بررسى و ممارست بسيار « . . . بروات هرسالى را به موجب تواريخ كه در هربرات مسطور بود جدا كرد و متوجهات هرشهر و ولايت و ناحيت را كه تعلق بدان ولايت داشت مضبوط گردانيد و جمع و خرج را ماهبهماه و سالبهسال در دفاتر اثبات كرد و از آن هرولايت ، در هرسال دفترى جداگانه مشتمل بر جمع و خرج كه در آن سه سال اتفاق افتاده بود ، بنوشت » و حاصل سعى و تلاش دبيران و محاسبان را شمس الدين صاحب ديوان به اطلاع شاه رسانيد و هرسال از اين راه مبلغى قابلتوجه به نفع شاه و خواتين و شاهزادگان و ديگر نامداران مغول مصرف مىكرد ، خان مغول اين اقدام را مورد تأييد قرار داد و خواجه را نوازش و تقدير و به اصطلاح مغولان « سيورغاميشى » تمام فرمود و خلعت خاص ارزانى داشت ، در عهد غازان خان اين شغل خطير به عهده سيد صدر الدين حمزه واگذار شد ، وى كه مورد اعتماد پادشاه و وزرا بود دفترخانه را بيشازپيش وسعت بخشيد . دفترها ، طومارها و روزنامجات و صندوقهاى دفتر او در كمال نظم بود ، ملازمان ، فراشان ، و شتران در صورت لزوم دفاتر و اسناد را از محلى به محل ديگر مىبردند پس از مرگ سيد صدر الدين حمزه
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 114 به بعد .