تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1412

مساهمون:

ص١٤١٢
مسايل مالى حكومت از طريق اين ديوان انجام مىگرفت ، كه در واقع وظايف اداره ماليه سراسر حيطهء سلطنت را با واقع‌بينى بجا مىآورد ، كليه اين امور تحت نظر كارمند عالىرتبه قرار داشت كه آن را « صاحب ديوان » مىناميدند و سپس وزيرش خواندند . و او متصديان مشاغل مهم را تعيين مىكرد نظر به اهميت و ارزش مالى فراوانى كه شغل صاحب‌ديوانى داشت براى احراز اين مقام تلاشهاى فراوانى صورت مىگرفت و در عهد مغول تمام صاحب‌ديوانها بجز يك نفر همگى كشته شدند ، و صاحب ديوان يا « وزير » از لحاظ موقعيت مهمى كه در ادارهء امور كشور به عهده داشت ، بعد از سلطان ، شخص دوم كشور بشمار مىرفت متصديان اين مقام تنها به مصالح مردم و دولت نمىانديشيدند بلكه به دنبال منافع شخصى خود و بستگان و نزديكان خويش نيز بودند و سعى مىكردند كه در مدت زمامدارى به حساب خزانه دولت ثروت بيشترى گرد آورند . « 1 » وزرا در نتيجهء گردآورى اين پولهاى نامشروع كه از راه اختلاس و تجاوز به حقوق عمومى جمع‌آورى مىشد محسود رقبا مىشدند و سرانجام پس از مدتى تمام اندوخته‌هاى آنها ، مصادره مىشد ، و خان يا پادشاه وقت تمام دارايى آنها را تصاحب مىكرد و فرمان قتل اين سيه‌روزان متجاوز را صادر مىكرد . به اين ترتيب مىبينيم مقاطعه‌كاران مالياتى مخصوصا در دوران آشفتهء پس از حملهء مغول چون مطمئن نبودند ، در آينده مجددا از زمينهاى اجاره‌اى ماليات اخذ خواهند كرد ، در دوران قدرت ، دست به هرگونه تعدى مىزدند ، ماليات‌دهندگان را غارت مىكردند و ماليات را سه برابر ، چهار برابر دريافت مىداشتند و ضمنا هرگز بر اعمال غيرقانونى آنان نظارت نمىشد ، هنگام واگذارى اخذ ماليات به مقاطعه ، مقاطعه‌كاران رشوه مىپرداختند ، تا بتوانند هنگام جمع‌آورى ماليات مطابق ميل خود رفتار كنند ، و با مانع و يا نظارت سازمانهاى دولتى برخورد ننمايند ، واگذارى جمع‌آورى ماليات به مقاطعه و مقاطعه‌كارى حاوى تعهدات بسيارى بوده است كه قبل از همه لزوم پرداخت رشوه‌هاى كلان به صاحب‌منصبان و كارمندان ديوان بود . رشوه‌خواران با يكديگر تماس دايمى داشتند ، و از اين‌رو ميزان رشوه هردم افزايش مىيافت و به‌طورى كه از مآخذ پيداست صاحب‌منصبان عاليرتبه مىكوشيدند ، تا ميزان حق المقاطعه بيشتر گردد و رشوه‌هاى كلانى دريافت دارند ، با در نظر گرفتن نفع شخصى ، و ثروتمند شدن ، به حساب اهالى زحمتكش و خزانه دولت بر عدهء مقاطعه‌كاران مدام افزوده مىگشت ، و در نتيجه هم ميزان حق المقاطعه و هم ميزان رشوه‌ها زيادتر مىشد ، كسانى كه قادر به پرداخت رشوه‌هاى كلان بودند ، مىتوانستند مقاطعه جمع‌آورى مالياتها را به دست آورند ، چون اين وضع هرسال تكرار مىشد و با وسعت عملى مىگرديد ، طبيعى است كه مقياس و ميزان رشوه‌خوارى نيز مدام افزايش مىيافت . درجهء ثروتمندى طبقهء نوخاسته فئودالها ، به نقطه اوج خود رسيد ، صاحب‌منصبان ، كارمندان محاكم ، محصلين ماليات و ديگران به قوانين پشت پازده ، از مقرراتى كه خود وضع كرده بودند پيروى نمىنمودند و به وضع كشاورزى و صنعت بىاعتنا بودند و
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از همان كتاب ، صXXIXبه بعد .