و بازماندگان او ، هرصاحب بلوكى جهت جمع و خرج ولايتى كه در اختيار او بوده دفاتر مخصوص نوشت و دفترهاى قديم را به دست فراموشى سپردند . » « 1 »
صاحبجمعى ، يعنى مراقبت و مواظبت از اموال ديوان از ديرباز مورد توجه بود و معمولا مردى كوتاهدست و پاكدامن را كه به امانت مشهور بود به اين مقام مىگماشتند ، در يكى از احكام مربوط به عهد ايلخانان از متصدى اين شغل خواستهاند كه « . . . در محافظت مال ديوان با قصى الغايه كوشد و بىبرات و حوالت ديوان يك دانگ زر به هيچ آفريده ندهد . . . » « 2 » و به حكام و متصرفان ولايات نيز تأكيد كردهاند كه « دست او را در محافظت اموال قوى شناسند و ديگرى را در اين وظيفه با او شريك و منازع ندانند . . . » « 3 »
بهطورى كه از مطالعهء فصل بيست و چهارم دستور الكاتب برمىآيد نهتنها در شهرهاى مهم يك نفر به عنوان رئيس شهر برگزيده مىشد بلكه در دهات نيز شخص مقتدر و توانايى را بعنوان « رئيس ده » مىگماشتند . محمد نخجوانى دربارهء وظايف رئيس چنين مىنويسد : « چون رئيس عز الدين از مدتى باز به رياست فلان ديه مشغول بوده است و در رعايت رعايا و آبادانى كوشيده و آينده و رونده را بر احسن وجوه جواب داده و از رسانيدن تعرض به رعايا و ضعفا مانع شده ، باز قرار رياست آنجا به دو تفويض رفت تا به قاعدهء سابق اهالى و ساكنان را محافظت نموده ، سويت و راستى ميان ايشان نگاه دارد و زور و زيادتى نكند ، و وجوه بروات و حوالات ديوانى را به نيكوتر صورتى از رعايا حاصل كرده به محصلان دهد و اخراجات ده را به راستى بر رعايا تقسيم كند ، چنانك بار قوى بر ضعيف نيفتد و آينده و رونده را به دلخوشى روانه كند ، بر وجهى كه رعايا را زحمتى نرسد و به نفس خود بر سر مرز دعات رود و مزارعان را مدد دهد تا تمامت را سيراب گردانند و از حيفوميل و محابا احتراز نمايد و زندگانيى پيش گيرد كه موجب ترفيه ساكنان باشد تا در آبادانى دير و عمارت و زراعت كوشند و در همه احوال جانب حق تعالى و مصلحت ديوان نگاه دارد .
بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا ارباب و كدخدايان و رعايا و مزارعان ديه از ابتداى اين سال و برقرار ، او را رئيس و پيشواى خود دانند و از سخن و صوابديد او كه متضمن مصالح رعايا و آبادانى ديه باشد ، بيرون نيايند . و مرسومى كه رياست را مقرر بود ، به اتفاق بر يكديگر قسمت كرده سالبهسال با او جواب گويند . » « 3 »
محمد نخجوانى در آخرين مجلد دستور الكاتب نشان مىدهد كه نهتنها در عهد سلاجقه و خوارزمشاهيان بلكه در عهد ايلخانان مغول نيز دولتها و زمامداران وقت براى ادارهء دار العلمها و نظاميهها زبدهء علما و محققان و فضلاى زمان را انتخاب و به عنوان مدرس ، به دانشگاه مورد نظر گسيل مىداشتند ، به همچنين براى مسجد جامع شهرهاى بزرگ خطيب و گويندهاى شايسته
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از همان كتاب ، ص 125 به بعد .
( 2 و 3 ) . همان كتاب ص 163 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 175 .