تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1409

مساهمون:

ص١٤٠٩

فصل دوازدهم ديگر سازمانهاى ديوانى

در مقدمه كتاب دستور الكاتب نخجوانى ( جلد دوم ) غير از ديوانهايى كه نام برديم از ديوانهاى ديگرى نيز سخن به ميان آمده است . « رشيد الدين با وجود اينكه اصطلاح « ديوان » را به كار مىبرد ضمنا اصطلاح « ديوان بزرگ » و « ديوان اعلى » و ديوان مطالعه و ديوان خالصجات و ديوان اوقاف را نيز استعمال مىنمايد . بر خلاف محمد نخجوانى ، رشيد الدين از اصطلاح « ديوان صل » نيز استفاده مىكند كه معناى آن بطوريكه از مضمون متن پيداست با ديوان بزرگ يكىست - به اين ترتيب مقايسه متون آثار بعضى از مورخان امكان مىدهد به اين نتيجه برسيم كه در زير اصطلاح « ديوان » ، « ديوان اصل » ، « ديوان وزارت » ، « ديوان امارت » ، « ديوان ممالك » از يكطرف و « ديوان بزرگ » از طرف ديگر ، به احتمال قوى يك مفهوم يا بعبارت ديگر « ديوان بزرگ » مستفاد مىشده است . وصاف علاوه بر ديوانهاى « اعلى » ، « بزرگ » ، خالصات و « وزارت » وجود « ديوان زكات » كه بايد آن را چون سازمان جمع‌آورى اعانه از توانگران بنفع فقرا دانست و نيز « ديوان عمارت » را خاطرنشان مىسازد . وصاف در جايى ديگر اصطلاح « ديوان عمارت خاصه » و نيز « ديوان اينجو » را به كار مىبرد كه وجود آن را محمد آق‌سرايى نيز اطلاع مىدهد . شخص اخير علاوه بر « ديوان » و « ديوان بزرگ » همچنين وجود « ديوان دلاى » ، « ديوان اينجو » و « ديوان استيفا » را نيز متذكر مىشود . وصاف ، بعلاوه از « ديوان حضرة » نيز نام مىبرد كه مفهوم آن ، از قرار معلوم با « ديوان سلطنت » و « ديوان اعلى » يكىست . » « 1 » پس از مرگ ابو سعيد و استقرار كشمكشهاى فئودالى « ديوان اينجو » رو به فراموشى مىرود از اين‌رو وظايف « ديوان اينجو » با وظايف ديوان اعلى و نتيجتا « ديوان سلطنت » كه تقريبا ادارهء تمام امور كشور و از جمله مسايل اقتصادى را به عهده داشت يكى مىشود .
هامش
( 1 ) . محمد بن هندوشاه نخجوانى ، دستور الكاتب ، ج 2 به اهتمام عبد الكريم على اوغلى علىزاده ، صXXIVبه بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1409 | مرتضى راوندى