بود ، و به همين ملاحظه و روى احتياج ، كمتر قاضى و عضو محكمه و دادگاهى مىتوانست دامان خود را پاك نگهدارد و از هديه و رشوه مصون ماند . و عامل مهم تضييع قضات و انحراف آنان از راه راست و نيز آلودگى اعضاء دفترى در كرمان ، غالبا بعض وكلاى عدليه در آنزمان بودند كه قبلا در خانهء مجتهدينى كه محاكمه مىكردند به محررى اسناد و وكالت اشتغال داشتند ، و در اين موقع عنوان وكالت عدليه بر خود گذاشتند و همان اعمال سابق قديم را به عدليهء جديد كشيده بودند و به زور هديه و رشوههاى شبانه از قضات به نفع موكلين خود حكم صادر مىكردند . در چنين موقعى ناظم الاسلام دزدزده و تهىدست در چنان عدليهاى به قضا اشتغال ورزيد و با آنكه كمال احتياج را داشت . . . از اكثر قضات پاكتر و تميزتر ماند . . . » « 1 »
عدم مساوات در مقابل قانون
ناظم الاسلام در يك محفل سياسى و اجتماعى از عدم تساوى مردم در برابر قوانين مملكتى شكايت مىكند و مىگويد : « مشروطه يا جمهورى ، مقصود از هردو يكى است . چه جمهورى يكى از افراد و صور حكومت مشروطه است ، و مراد از مشروطه سلطنت عمومى و سلطنت ملى است . بناى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 385 .