تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1400

مساهمون:

ص١٤٠٠
اسلام بر مساوات است و حال آن‌كه مىبينيم دزد اگر از فقرا باشد او را مىكشند و دهنهء توپ مىبندند و اگر از اغنيا باشد از او پولى مىگيرند و او را مرخص مىكنند و اگر آقازاده باشد ( يعنى از روحانيان باشد ) با او همراهى مىكنند . » « 1 » براى آن‌كه خوانندگان به وضع عمومى مملكت و حقوق فردى و اجتماعى مردم مقارن نهضت مشروطيت آشنا گردند ، نمونه‌اى چند از وقايع آن ايام را ذكر مىكنيم : سيد جمال الدين واعظ اصفهانى جهانگير صوراسرافيل

شلاق‌خوردن حاج سيد هاشم :

در تاريخ مشروطيت ايران ، شلاق‌خوردن سيد هاشم و فرزند شجاع او به وحدت بازاريان و روشن شدن افكار عمومى كمك كرده ، پس از آن‌كه قند در اثر جنگ روسيه با ژاپن كمتر وارد ايران گرديد ، قيمت آن فزونى گرفت . علاء الدوله كه مردى مستبد و سبك‌مغز بود ، بدون اين‌كه به علل سياسى و اقتصادى اين مسأله توجه كند ، حاج سيد هاشم را كه تاجرى باشخصيت و نيك‌نهاد بود فراخواند و از او علت گرانى قند را پرسيد . وى گفت علت جنگ روس و ژاپن و نرسيدن قند كافى به ايران است . علاء الدوله گفت : « بايد التزام بدهيد كه قند را مثل سابق بفروشيد . سيد جواب داد ، من التزام نمىدهم صد صندوق قند دارم آنها را پيشكش جنابعالى مىكنم و دست از تجارت برمىدارم . . . »
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ( شرح حال ناظم الاسلام ) ، ص 22 .