ولى به همان شيوهء عصر صفوى و از دخالت در احداث اربعه يعنى قتل ، هتك ناموس ، سرقت و جرح ممنوع المداخله بودند . در محضر شرع معمولا افراد باسواد و ذيصلاحيتى كار تحرير اسناد و احكام را به عهده داشتند . « بهطور كلى در دستگاه دادگسترى آن دوران به علت مدون نبودن قوانين مدنى و جزايى و اختلاف نظر مجتهدين در قوانين شرعى و مداخلهء ارباب قدرت در دعاوى ، عمل قضاوت و دادرسى با مشكلات و دشواريهاى گوناگون روبرو مىشد و همين نارسايى قوانين و ظلم هيئت حاكمه يكى از عوامل و اساس تقويت نهضت مشروطيت گرديد . و چنانكه مىدانيم ، در آغاز كار ، مطلوب آزاديخواهان و اصلاحطلبان چيزى جز تأسيس عدالتخانه نبود . » « 1 »
در فرمان مورخهء ذى الحجته الحرام 1273 ميرزا زمان امير كه ظاهرا به امور قضايى رسيدگى مىكرده است ، مورد تشويق و تأييد ناصر الدين شاه قرار مىگيرد . و در فرمان پس از مقدمهاى طولانى چنين آمده است :
« . . . حسب الامر همايون در يك روز جميع احكام صادرهء ساليانهء ديوانخانهء مباركه را با صورت عرايض عارضين و مشروح فتاوى علماى دين كه به مرافعات مزبور تعلق داشت ، به لفظى موجز و عبارتى مختصر به سبيل توضيح و تبيين بطور روزنامه مرقوم و از نظر مهر اثر گذرانيد و همهء احكام مزبور مطابق عدالت و حقيقت به نظر حقشناس رسيد . لازم ديد كه به نشان عاطفتى مخصوص ، پيكر افتخارش را مطرز فرماييم . . . يك قطعه نشان شير و خورشيد از مرتبهء اول سرتيپى با يك رشته حمايل سرخ . . . به انضمام يك توپ جبهء ترمهء كشميرى به رسم خلعت نشان عاطفت در حق مشار اليه مرحمت فرموديم . . . كه زيب پيكر افتخار و اعتبار خود ساخته با خاطرى خوشنود . . . به خدمات مرجوعه بپردازد . . . »
ناصر الدين شاه در حاشيهء فرمان مىنويسد : « ميرزا زمان ، امير ديوانخانه از خدمات خويش هميشه ما را خورسند كرده و امورات اتفاقيهء عارضينى را موافق حكم خداوند عالم و ما انجام داد ، اين التفات در حق او سزاوار بود . 1273 صحيح است . » « 2 »
دستگيرى ميرزا بهاء :
ميرزا بهاء در يكى از الواح خطاب به شيخ نجفى اصفهانى وضع قضايى آن دوران و كيفيت دستگيرى و حبس خود را در انبار تهران چنين توصيف مىكند :
پس از سوءقصد با بيان به ناصر الدين شاه « ما را اخذ نمودند و از نياوران كه در آن ايام مقر سلطنت بود ، سر و پاى برهنه و پياده با زنجير به سمت تهران بردند . . . به سرعت تمام با جمعى از ميرغضبان و فراشان ما را بردند . . . اما سجن كه محل مظلوم و مظلومان بود ، فى الحقيقه دخمهء تنگ و تاريك از آن افضل بوده . چون وارد حبس شديم ، بعد از ورود ما را داخل دالانى ظلمانى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 62 به بعد .
( 2 ) . مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال هشتم ، شماره 1 ، « اسناد خاندان امير ديوان نورى » مقالهء سرهنگ جهانگير قائممقامى ، ص 291 .