تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1374

مساهمون:

ص١٣٧٤

انواع كيفر

« هانرىرنه دالمانى در سفرنامهء خود مىنويسد : « در قرن هجدهم شكنجه كردن ايرانيان در ممالك متمدنه شهرتى داشت ، انسان به شنيدن اين نوع اعمال وحشيانه به لرزه درمىآمد . اين نوع شكنجه‌ها در زمان ناصر الدين شاه هم معمول بود ، مثلا مقصر را به چهارميخ مىكشيدند و يا به دهانهء توپ مىبستند و يا گچ مىگرفتند و يا زنده‌به‌گور مىكردند و يا مانند ستور به كف پاى او نعل مىكوبيدند و يا شقه‌اش مىنمودند در زمانى كه چندان دور نيست ، دزدان قطاع الطريق را سرازير در تنه ديوارى مىآويختند و در اطراف ، دو ستونى از گچ و آجر به پا مىكردند . اما امروز اين نوع مجازاتها تبديل به سر بريدن و به دار آويختن شده است . مجازات جنايات كم‌اهميت با قطع اجزاى بدن صورت مىگيرد مثلا انگشتان دست يا تمام دست را از مچ مىبرند و يا به بريدن گوش مقصر اكتفا مىنمايند . » پروفسور جاكسون كه در سال 1905 در ايران بوده است نقل مىكند كه مجازاتها در اين كشور به‌طور وحشيانه‌اى صورت مىگيرد او كه خود در يكى از اين مجازاتها حضور داشته نقل مىكند : « همين‌كه محكوم را به ميدان آوردند شاگرد ميرغضب چنگالهاى آهنين در منخرين او فروبرد و با سختى سر او را به طرف عقب كشيد ، همان دم ميرغضب با يك ضربت شمشير سر او را از بدن جدا كرده و براى اين‌كه زودتر جان بدهد ، جسد او را چندين دفعه محكم به زمين كوبيد و عجب اين‌كه جمعيت تماشاچى از اين عمل تأثرى بروز نداد . . . در شيراز به حكم والى ، زبانهاى سه نفر نانوا را كه نان را قدرى گرانتر از نرخ معمولى فروخته بودند از بيخ بريدند . اين نوع مجازاتهاى سخت ، كمتر صورت مىگيرد . آنچه بيشتر رواج دارد ، چوب و فلك است . » « 1 » يكى از انواع كيفر كه بيشتر در مورد شاهزادگان و مدعيان تاج و تخت اعمال مىشد ، كور كردن بود . « آقا محمد خان براى كور كردن على خان افشار دستور داد آن مرد را نشاندند و دو زانويش را بست و ميل سرخ در آتش را روى حدقه‌هاى دو چشمش كشيد . . . » « 2 »

يك نامه جالب توجه تاريخى :

ميرزا شفيع خان كاردار ايران ( يا به اصطلاح آن روز مصلحتگزار ) در لندن ، در تاريخ 12 محرم 1269 هجرى قمرى ضمن نامه‌اى به ميرزا آقا خان نورى صدراعظم وقت اعلام مىكند كه روزنامه‌هاى فرنگستان از نبودن عدالت و قانون و جور و ستمگريهاى حكومت سخن مىرانند ، و از شكنجه و آزار و كشتن متهمان و گناهكاران بدون محاكمه و رسيدگى قانونى ، به سختى انتقاد مىكنند و به عنوان نمونه از شمع‌آجين كردن حاجى سليمان خان بابى و قتل فجيع نابغهء بزرگ ايران ، ميرزا تقى خان امير كبير مطالبى نوشته‌اند . ميرزا شفيع از نكته‌جويى فضولهاى فرنگستان برآشفته مىشود و وقتى به او مىگويند حقايق را به دولت متبوع خود اعلام كند و اصلاح وضع موجود را بخواهد ، در جواب مىگويد : « آيين عدالت و شكوه حكمرانى را همهء دول از دولت عليهء ايران اخذ كردند . . . چگونه بنده ياد دهم به
هامش
( 1 ) . همان ، ص 35 . ( 2 ) . خواجهء تاجدار ، پيشين ، ص 536 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1374 | مرتضى راوندى