كه در رأس هريك از آنها مسئول خاصى قرار دارد تقسيم شده است ، ولى در هرحال قضاوت فى المجلس و بدون استيناف انجام مىگيرد .
انجام وظايف پليس و رسيدگى به منازعات مردم با داروغههاست ، داروغگان در بازارها ، قرارگاه خاصى دارند و در آنجا به شكايات مردم رسيدگى مىكنند . به محض تسليم شكايت تحقيقات آنا شروع و معمولا تا يك ساعت بعد از شكايت ، مجرم مجازات مىشود .
رسيدگى به جرايم ، راهزنى و حل اختلافات مالى ، طلاق و متاركه بر عهدهء قاضيان است .
قضات مقام ارجمندى دارند و غالبا از ميان اشخاص روشنبين و پاكدامن انتخاب مىشوند . . . در ايران دادن شهادت دروغ امرى معمول ، ولى بسيار خطرناك است . زيرا هركس به دروغ شهادت دهد ، به سختى مجازات مىشود . ولى ايرانيان مواظب كار خود هستند .
سومين مرحله دستگاه قضايى ايران مراجعه به شخص شاه است . . . مجازاتهايى كه معمولا شاه مجرمين را بدان محكوم مىسازد ، به سه نوع است : چوبكارى بر كف پا ، بريدن گوش و دماغ ، و بالاخره جزاى اعدام . . . اجراى مجازات اول و دوم به عهدهء فراشان و اجراى حكم اعدام وظيفهء غلامان است . هنگام اجراى حكم اعدام نخست خنجرى در سينهء محكوم فرومىبرند و سپس سر از تن وى جدا مىكنند ، آنگاه از نظر تحقير سر بريده را لگدزنان به در كاخ مىرانند . . . » « 1 »
داورى ريشسفيدان :
« يك طبيب انگليسى به نام دكتر ويلز كه مربى پسران ظل السلطان بود ، نقل مىكند كه يك نوع قضاوت ديگرى هم هست كه به نظر مىآيد بهتر از ساير انواع باشد و آن چنين است كه ريشسفيدان محل جمع مىشوند و به شكايت رسيدگى مىنمايند ، و سرانجام حكمى مىدهند كه غالبا طرفين دعوى آن را مىپذيرند و رأى اين هيئت منصفه را شيخ الاسلام هم تصديق و امضاء مىكند . اين نوع قضاوت با تعارفات و پيشكشهاى كمترى صورت مىگيرد و در صورتى كه طرفين تابع رأى ريشسفيدان نشوند ، موضوع دعوى به محاكم شرعى يا عرفى رجوع مىشود . در دهكدهها نيز غالبا همين رويه معمول است ريشسفيدان به موضوع دعوى رسيدگى مىكنند و نتيجه را به كدخدا يا به ملاى ده اطلاع مىدهند تا در رفع دعوى اقدام نمايد . كمتر اتفاق مىافتد كه دعاوى دهكدهها به محاكم عرفى كشيده شود . » « 2 »
قوه قضائيه بعد از عهدنامهء تركمانچاى
« بعد از انعقاد عهدنامهء تركمانچاى چنان كه اشاره شده مقرر گرديد در صورت بروز اختلاف بين اتباع دو دولت ، يا اتباع روس در داخل خاك ايران ، مطابق قانون روسيه رفتار شود و اختلافات را به وسيله كارگزارها قطع و فصل نمايند ، در نتيجه با توجه به ضعف دولت قاجاريه صدى نود و نه محاكمات به نفع اتباع روس پايان مىپذيرفت . . . » « 3 »
هامش
( 1 ) . سفرنامهء دروويل ، ترجمهء جواد محبى ، ص 183 به بعد .
( 2 ) . هانرىرنه دالمانى ، سفرنامه از خراسان تا بختيارى ، ترجمهء فرهوشى ، ص 34 .
( 3 ) . گيلان در جنبش مشروطيت ، پيشين ، ص 41 به بعد .