گوشت كنده شده سرب آب كرده بريزند . و بعد از آن عمليات ، او را بردند بيرون شهر راتيسبون و زندهزنده پارهپاره كردند . و كارش را به پايان رسانيدند . . . » « 1 »
فساد و رشوهخوارى و ظلم و بىعدالتى نيز در اروپاى قرن 16 - 17 رواجى تمام داشت .
ويل دورانت ضمن تصوير اوضاع اجتماعى عصر اليزابت ( 1558 - 1603 ) از وضع دلخراش « عدالت و قانون » در آن دوران سخن مىگويد و مىنويسد : « انگلستان در سال 1581 در حدود 5 ميليون نفر جمعيت داشت كه بيشتر آنها به كار كشاورزى مشغول بودند . جز اقليت ممتاز و صاحب حقوق ، اكثريت قاطع مردم در گرداب ظلم و فساد غوطهور بودند و از حق و عدالت خبرى نبود . . . دادگاهها به اتفاق عموما فاسد بودند ، يكى از اعضاى پارلمان ، يكى از امناى صلح را چنين ناميده حيوانى كه براى نيم دوجين جوجه از يك دوجين قانون چشم مىپوشيد . . .
شكسپير از قول لير « 2 » مىگويد « گناه را با طلا اندود كن ، تا نيزهء نيرومند عدالت بىآن كه صدمهاى ديده باشد بشكند . » از آنجا كه قضات به دلخواه ملكه از كار بر كنار مىشدند ، قاضيها نظر ملكه را در رأى خود منظور مىداشتند . . . » « 3 »
حتى فرانسيس بيكن دانشمند ، براى تحصيل جاه و مال در مقام دادستانى مكرر حق و عدالت را به نفع شاه زير پا نهاد . « 4 » به اين ترتيب مىبينيم در تمام دورهء فئوداليته در شرق و غرب ، قوانين و مقررات بنابه ميل و اراده طبقهء فرمانروا تدوين و به نفع و مصلحت آنان اجرا مىشد و منافع و مصالح اكثريت مورد توجه نبود .
چگونگى تنظيم اسناد
بعد از نهضت اسلامى چنانكه اشاره شد ، در اثر توسعهء تدريجى زندگى اجتماعى و اقتصادى ، خريد و فروش و قرض و اجاره و امثال اينها به موجب سند انجام مىگرفت و گواهان عادل صحت آن را تأييد مىكردند و به احتمال قوى اين گونه اسناد در دفترى ثبت مىشد .
راجع به چگونگى تنظيم اسناد در دوران قبل از مغول قبلا سخن گفتيم . آنچه مسلم است ، پس از حملهء مغول در كليهء شئون مدنى و قضايى ايران آشفتگيهايى پديد آمده است و اشخاصى فاسد و فرصتطلب از اين بىسروسامانى استفاده مىكردند ، و به كمك روحانيان و عمال فاسد دولت به تنظيم اسناد بىاساس و تجاوز به حقوق مردم بىپناه مبادرت مىنمودند .
غازان خان به تشويق خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير دانشمند خود بر آن شد كه به اين وضع اسفانگيز پايان بخشد و چنانكه قبلا گفتيم در اين راه موفقيتهاى بزرگى به دست آورد .
يك سند تاريخى از عهد مغول :
« از سندى كه به تاريخ 791 ه ( 1389 ميلادى ) نوشته
هامش
( 1 ) . سفرنامهء تاورنيه ، مقدمه ، ص 22 .
( 2 ) .Lear( 3 ) . ويل دورانت ، آغاز عصر خود ، ترجمهء اسماعيل دولتشاهى ، ص 158 .
( 4 ) . همان ، ص 184 .