رئيس و خطيب و جملهء عدول و علما و اشراف گرگان كه اين ديه برجاست . . . و به چهار ماه اين معنى درست كردم و محضر پيش امير . . . نهاد . . . » « 1 »
« . . . هرساله از بابت اوقاف و زكوات و اخماس و سهم امام و مظالم و امثالها ، قريب دويست هزار تومان به محضر اطهر و ايصال مىداشتند . . . » « 2 »
در فارسنامه ناصرى با اشاره به دورهء غازان خان مىنويسد : « . . . در محكمهء شرع هرشهرى طاس عدلى نهند تا اگر كسى ملكى فروشد قبالات مربوط به آن ملك كه در دست بايع باشد در آن طاس بشويند و سندى تازه نويسد و مسجل كرده و به مشترى دهند و مشرفى را در هر دار القضايى نصب كنند تا شرح و بسط آن بيع و شرى را در روزنامهء حال ثبت كند ، و بعد از آن اگر نوشتهاى بر خلاف اين قاعده كسى ابراز دهد ، حكام شرع و ملوك آنكس را به گاوى نشانيده به گرد شهر بگردانند . » « 3 »
نمونهاى چند از قبالهها و اسنادى كه از قرون وسطا به يادگار مانده است :
در اسناد زير چگونگى و نحوهء تنظيم اسناد معاملات املاك و قبالهء عروسى و ازدواج در قرون پيشين تا حدى روشن شده است :
در مقدمهء يك سند خريد و فروش ملك مربوط به 12 شهر جمادى الاول 1054 چنين آمده است :
الحمد للّه الذى جرى بامر القلم و علم الانسان ما لم يعلم . . .
و بعد ، باعث اصلى از تحرير و ترميم اين كلام خجسته فرجام . . . آنست كه حاضر شد به اعلى محافل شرع مطاع . . . جناب رفعت و معالىپناهان . . . بفروختند از روى رضا و اختيار دون مظنه اكراه و اخبار ، عباس قلى . . . و ميرزا محمد مقيم . . . بخريد از ايشان به عقد مبايعه صحيحهء شرعيه همگى و تمامى بيست و يك سهم از جمله چهل سهم كه عبارتست از دكاكين معينه كه مشتملست بر سه باب يكى تنباكوفروشى و ديگرى انبار بقالى . . . و كارخانهها كه مشتملست بر اندرونها و طويلهء بزرگ كه مجموع واقع است در محلهء باغات محدود به شارع از طرفى . . . و . . .
عرصهء مجموع اينها 1400 زرع است به زارع بزرگ اصفهان . . . و ساير منسوبات و ملحقات . . . به ثمن 24 تومان . . .
اين سند به تفصيل در 31 خط تنظيم شده و غير از امضاى فروشندگان و خريدار و شهود چند تن از علماى زمان امضاء كردهاند . حرر ذلك فى منصف شهر رجب المرجب ، سنهء 1054 .
هامش
( 1 ) . فارسنامه ، ص 29 .
( 2 ) . فرهنگ معين ، ج 3 ، ص 3913 ( نقل از المآثر و الاثار ) .
( 3 ) . فارسنامه ، ج 1 ، ص 47 .