تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1349

مساهمون:

ص١٣٤٩
قبرستان فرانسويان به خاك سپردند . » سانسون از كيفرهاى وحشتناك آن دوران سخن مىگويد و مىنويسد : « داروغه‌ها مىتوانند دماغ و گوش و ماهيچه‌هاى قصاب‌ها و نانوانهاى متخلف را قطع كنند . . . » سانسون راجع به دعاوى حقوقى مىنويسد : « هركس مىتواند عرض حالى بنويسد و شخصا اقامهء دعوى كند . در جلسات محاكمه نظم و سكوت رعايت نمىشود ، هركس صدايش را بلندتر كند و فرياد بيشتر بكشد بيشتر مورد توجه قرار مىگيرد . در ايران بدون حضور طرفين دعوى دادرسى صورت نمىگيرد و صدور حكم غيابى معمول نيست . » « 1 » كاررى در سفرنامهء خود طرز اجراى عدالت را در ايران عهد صفويه چنين توصيف مىكند : « عدالت و قانون در امور جنايى به سرعت و شدت اجرا مىگردد و مجرمين بدون اين‌كه مانند ممالك اروپايى نياز به وجود اين‌همه قاضى ، وكيل و دادستان باشد ، به كيفر عمل خود مىرسند . معمولا خان يا والى و حكمران هرايالت و يا ولايت حكم را صادر مىكند . از طرف خان نماينده‌اى به نام « داروغه » ( قاضى محكمهء جنايى ) تعيين شده و شخصى به نام عسس در زير امر خود دارد كه احكام صادره را به موقع اجرا مىگذارد . از طرف شاه نيز يك نفر به نام « ديوان‌بيگى » و يك نفر به نام « كلانتر » تعيين شده‌اند تا در حق يا ناحق بودن احكام صادره مراقبت نمايند و نگذارند كه افراد ملت زير فشار و اوامر ظالمانه قرار گيرند . مرتكبان قتل به سرعت مجازات مىشوند . غالبا ديوان‌بيگى قاتل را در اختيار خانواده‌هاى مقتول مىگذارد تا او را به ميدان قصاص ببرند و به هرطرز كه بخواهند اعدام كنند . البته گاهى به قاتل اختيار داده مىشود كه جان خود را با پرداخت پولى بازخرد . ولى اين عمل بقدرى براى خانواده مقتول خفت‌آور است كه كمتر ديده شده قاتلى را بدين‌وسيله عفو كرده باشند . راهزنان را هم با جسارت و بيرحمى و بدون اميد شفاعت مجازات مىكنند و به طرق مختلف از پاى درمىآورند . تنبيه و مجازات متداول اين است كه دو پاى راهزن را به چهار شتر مىبندند و سينه و شكم وى را از بالا به پايين چاك مىزنند و براى عبرت بينندگان شتر را در تمام محلات و چهارسوهاى شهر مىگردانند و يا سر راهزن را از سوراخ تنگ ديوارى به در مىكنند به‌طورى كه سر در يك طرف و بدن در سوى ديگر ديوار بماند و قادر به حركت نباشند . و براى مسخره چپقى در دهان او مىگذارند تا بدين‌ترتيب تعذيب و كشته شود . بعضى اوقات هم يا با روغن دمبه داغ گوسفند ، تمام اعضاى بدن راهزن را مىسوزانند يا در سر هرگذرى يكى از اعضاى بدن او را مثله مىكنند . براى مجازات راهزنان كيفرهاى گوناگون ديگرى نيز معمول است كه با بيان يك‌يك آنها موى بر بدن انسان راست مىشود . هرچند با وجود راهداران متعدد ، راهزنى كمتر اتفاق مىافتد ، ولى در صورت روى دادن ، حاكم محل ده الى چهل روز مهلت دارد
هامش
( 1 ) . سفرنامهء سانسون ، ترجمهء دكتر تفضلى ، پيشين ، ص 209 به بعد .