شاه طهماسب قلمفرسايى كرده است ، مىگويد چون طهماسب به دادگسترى و رسيدگى به شكايتهاى مظلومان علاقه و اعتنايى نداشت ، در سراسر قلمرو وى هركس قوى بود بر ضعيف بناى جور مىگذاشت ، و چون ستمديدگان نمىتوانستند رو به درگاه پادشاه نهاده و حق خود را از مأموران بيدادگر بستانند ، نظم نسبى اجتماعى جاى خود را به زورگويى و هرجومرج داد . » « 1 »
دالساندرى در موقعى كه شاه طهماسب در حدود 60 سال داشته ، وضع روحى و اخلاقى او را چنين توصيف مىكند : « شاه طهماسب داراى مزاجى ماليخوليايى است ، مدت 11 سال است از كاخ خود گام بيرون ننهاده و در عرض اين مدت حتى يك بار به شكار نرفته . . . طبق سنت معمول كشور ، اگر مردم موفق به ديدن شاه نگردند ، دادن عرض حالهاى لازم كارى بسيار دشوار مىگردد . . . دادخواهان روز و شب در برابر دولتخانه براى احقاق حق خويش فرياد و فغان برمىدارند و گاهى شمارهء آنان كمابيش به هزار مىرسد . و چون شهريار ايران صداى رعاياى خودش را مىشنود ، معمولا دستور مىدهد تا آنان را پراكنده كنند . . . ملاحظه نمىفرمايد كه اين ضجه و فغان مردم از دست قاضيان و سلاطين بيدادگر است و من به چشم خود ديدهام و بسيار از مردم نيز گواهند كه چگونه اين گروه ، مردم دادخواه را به قتل مىرسانند . شنيدهام كه در دفتر دعاوى حقوق و شكايات چنين درج است كه در اثناى هشت سالهء گذشته بالغ بر ده هزار نفر بدينسان كشته شدهاند . اين مفاسد اصولا از ناحيهء قاضيان ناشى مىشود ، چه اين گروه مستمرى ويژهاى ندارند و از اينرو ناگزيرند رشوت بستانند و چون مىبينند كه شهريار مملكت هيچ توجه و اعتنايى به مرافعات و مسايل قضايى ندارد ، به ميزان رشوه مىافزايند . به همين سبب در سراسر كشور جادهها ناامن است و حتى مردم در خانههاى خود در معرض مخاطرات عظيماند و تقريبا همگى قاضيان به عشق مال فاسد گرديدهاند . » « 2 »
در ميان سلاطين صفوى با اينكه شاه عباس بيش از ديگران به رعايت عدالت پابند بود ، گاه به علت آزمندى ، حق و حقيقت را ناديده مىگرفت . « چون شنيد كه در گيلان بهزاد بيك در اموال ديوانى دخل و تصرفى كرده است ، يكى از معتمدان خود خواجه فصيح لاهيجى را مأمور رسيدگى به حساب وزير كرد ، وزير گيلان كه آدم مكارى بود ، از در پوزش درآمد و مدعى شد كه خواجه فصيح با او دشمنى ديرينه دارد و حاضر شد سه هزار تومان به شاه پيشكش و خواجه فصيح را گرفته تنبيه كند . شاه سه هزار تومان را قبول كرد و در مقابل مستنطق را تحويل متهم داد . » « 3 »
با اين حال شاه عباس بيش از ديگر سلاطين صفوى به امانت و درستكارى علاقه داشت و گاه خود به ميان مردم مىرفت و به درد مظلومان مىرسيد . به مردم بىبضاعت بدون مطالبهء بهرهاى وام مىداد . در عهد او كليهء دعاوى و مسايل قضايى در حوزهء صلاحيت ديوانبيگى بود و اين
هامش
( 1 ) . طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، ص 211 به بعد .
( 2 ) . همان ، ص 210 .
( 3 ) . زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 2 ، ص 51 به بعد .