تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1339

مساهمون:

ص١٣٣٩
دستگاه دادگسترى چهار روز در هفته به شكايات مردم رسيدگى مىكرد . معمولا ديوان در محل كشيكخانهء دولتى تشكيل مىشد و دادخواهان هريك به نوبت به اشارهء فراشان ديوانى مرافعات و يا شكايات خود را به عرض ديوان‌بيگى كه عاليترين مرجع قضايى بود مىرسانيدند . از آنجا كه هنوز قوانين و نظامات جامعه چيزى جز احكام شرع نبود ، معمولا در اين ديوان « صدر » كه بزرگترين مرجع روحانى است ، به عرايض متظلمان رسيدگى مىكرد و طبق موازين شرعى فتوى مىداد . بالاتر از اين ديوان ، تنها مركز دادخواهى يا پژوهشى محضر پادشاه بود . اگر مرافعه‌اى در حضور ديوان‌بيگى و صدر حل نمىشد و يا به نحوى از انحاء ارتباط با شخص پادشاه داشت ، قضيه به محضر وى احاله مىگرديد . اما هيچ فردى از رعايا حق نداشت به منظور دادخواهى به شاه نزديك شود و به او عريضه دهد ، مگر آن‌كه خود شاه علاقه‌اى به شنيدن مرافعات دادخواه داشته باشد .

دادرسى فورى در حضور شاه عباس :

. . . بادرى پل سيمون كه خود كرارا در ديوان عباسى حضور داشته ، مىنويسد : « اين پادشاه احكام صادره را در مورد محارم و مقربان فى المجلس به موقع اجرا مىگذاشت . به همين سبب وقتى بار مىدهد ، دوازده قلاده سگ و دوازده تن از « زنده‌خواران » وى حضور دارند تا هركس را كه امر به اعدامش مىشود آنا نابود كنند . هنگامى كه حكم صادر شود ، جز مأمورين شاه ، هيچ‌كس رخصت حرف زدن ندارد و هركس خلاف اين عمل كند ، سى تا چهل نفر فراش شاهى كه چماق به دست دارند صداى خلافكار را خاموش مىكنند . . . » « 1 »

قدرت قضايى وزير

وزير از نظر قضايى نيز مىتوانست بالاترين مرجع ايالت باشد . در چنين صورتى وى به تمام تأسيسات ادارى ديگر نظارت فايقه داشت و اين نظارت همان‌طور كه قبلا ديديم مىتوانست . ادارهء موقوفات را نيز شامل شود . محمد مفيد از يكى از وزراى يزد به ما خبر مىدهد كه حتى شبگردان خيابانها را نيز زير نظر داشته است . وزير نيز مىتوانست مانند حاكم به قضاوت بنشيند ، متون از نحوه فعاليت قضايى وزير به صورت « فيصل قضاياى كافهء برايا » يا « به غور عجزه و زيردستان رسيدن » ياد مىكنند . . . در تمام اين موارد همواره بايد در نظر داشت كه وزير درعين‌حال « داروغه » هم بوده است و گاه اين معنى به وضوح تمام نيز يادآورى شده است . . . اما هرگاه در كنار وزير داروغه‌اى نيز كه از طرف مركز منصوب بوده به كار اشتغال داشته است ، وضع از بيخ و بن با آنچه گفته شد متفاوت بوده است . در اين صورت داروغه ديگر به وزير به اين آسانى مجال قضاوت نمىداده است . از لحاظ درجه ، داروغه قدرى پايين‌تر از وزير بود . ولى اين وضع برحسب اوضاع و احوال فرق مىكرد و گاه مقام وزارت و داروغگى كمابيش همرديف بودند . در خلاصة التواريخ از قاضى محمد به نيكى ياد
هامش
( 1 ) . طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، ص 339 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1339 | مرتضى راوندى