صداقت و امانت او بازبسته شد . . . كه در استماع شهادت احتياط نمايد و در حفظ تركات و اموال اتباع مجد و مجتهد باشد و مساهلت و محابا درين معنى خصوصا و در همهء معانى عموما به يكسو نهد و در قطع خصومات و امضاى حكومات فتواى مفتيان مصيب را دستور اعمال خود سازد و نواب و گماشتگان خود را از اخذ و قبول رشى و از ميل و مداهنت اجتناب كلى فرمايد ، سبيل ائمه و سادات و معارف و اصحاب مناصب و عموم رعايا و كافهء براياى خطهء معمورهء هرات حميت عن الافات آن است كه در توقير و احتشام مولاناى معظم صدر الحق والدين زيدت فضايله اجتهاد هرچه تمامتر به جاى آرند و در رعايت جانب او . . . فرونگذارند و منصب قضا و خطابت و امانت و احتساب و شيخ الاسلامى و تصرف منابر و مساجد و مدارس و خانقاهات و توليت اوقاف و سبيلات و آنچه از لوازم و عوارض منصب قضا باشد به دو مفوص دانند و او را در استحلاف و عزل و تقلد نواب . . . و حفظ اموال ايتام و غايبان و آنچ از شغل قضاست مطلق العنان شناسند و در كل امور شرعى رجوع به دو و نواب او كنند . . . و در خطهء هرات و ولايات او هرقاضى كه يرليغ و التمغاى و مثالى داشته باشد ، به مولاناى معظم صدر الحق والدين تسليم كنند و برين جمله بروند . . . چون مولانا معظم به هرات برسد ، روز جمعه در مسجد جامع احكام پادشاه و امراء و صواحب بخوانند و امير محمد بن على نصرت را معزول و يرليغ و امثله كه در دست داشت ازو بستانند و قضاى شهر هرات را در تصرف آورد . . . و در تقويت و تربيت اهل علم و تقوى معاونت هرچه تمامتر فرموده و در قلع و قمع فسقه و فجره اجتهاد بليغ به جاى آورد . . . » « 1 »
اصلاحات جديد در قوانين و نظامات قضايى
پس از روى كار آمدن حكومت مغول ، چنانكه گفتيم آشفتگى در كار قضا بيشازپيش ظاهر گرديد . پس از آنكه غازان خان به آيين اسلام گرويد ، در صدد اصلاح مفاسد امور برآمد و در كليهء مسايل مورد ابتلاى عامه ترتيبات تازهاى در ضمن يرليغها ( فرمانها ) برقرار ساخت كه از آن جمله اصلاح دستگاه قضا را بايد در صدر كارهاى نيك او قرار داد . خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير او در مقدمهاى كه بر سواد يرليغهاى پنجگانهء غازانى مربوط به اصلاح دستگاه عدالت نوشته ، مىگويد : « پادشاه اسلام خلد سلطانه از كمال معدلت ، انواع تزويرات و دعاوى باطل را رفع فرمود تا قبالات را بر يك طريقه نويسند . چنانكه جملهء دقايق شرعى مرعى باشد تا ابواب منازعات ميان خلق مسدود ماند . و آن احكام و دستورها برين تفصيل است :
1 . يرليغ در باب تفويض قضا كه به قضات دادهاند .
2 . يرليغ در باب آنكه دعاوى سى ساله نشنوند .
3 . يرليغ در اثبات مالكيت بايع قبل البيع .
4 . يرليغ در باب تأكيد احكام سابقه و تمهيد شرايط لاحقه .
5 . يرليغ دستور الوثايق كه تمامت ائمهء عصر بر آن اتفاق كردند .
هامش
( 1 ) . سيف هروى ، تاريخنامهء هراة ، چاپ كلكته ، ص 610 به بعد .