همت مسكينان و ضعيفان ، زخم زيادتر زند و سختتر كه بازوى پهلوانان .
( مجالس سعدى ، ص 23 )
در عهد تيمور بيشازپيش اصول و مبانى حقوق بشر ناديده گرفته مىشد .
كيفر شديدى كه مترجم كلاويخو را تهديد مىكرد
نهتنها منشيان و دبيران در اثر كمترين اشتباه و سوء سياست مورد حمله و تعرض زورمندان قرار مىگرفتند بلكه مترجمان نيز گهگاه به علل گوناگون ممكن بود مورد حمله و غضب شهرياران و مخدومان قرار گيرند . در سفرنامه كلاويخو ، مىخوانيم كه در يكى از مهمانيها ، مترجم سفير اسپانيا ديرتر از وقت مقرر به حضور تيمور بار يافت ، و مورد اعتراض شديد امير و بزرگان دربار او قرار گرفت ، كلاويخو در سفرنامهء خود در مورد اين ماجراى اسفانگيز چنين مىنويسد :
« . . . بزرگان به دنبال مترجم بيچارهء ما فرستادند و به خشم به او گفتند : « چرا در آمدن شتاب نكردى و خشم پادشاه را بر ما برانگيزاندى ؟ چرا اصلا پيوسته ملتزم سفيران فرنگ نبودى و از خدمت آنان دور ماندهاى ؟ همه تقصيرها به گردن تست كه دير آمدى و براى مكافات تو ما فرمان مىدهيم تا بينىات را سوراخ كنند و از آن ريسمانى بگذرانند و در اردوگاه بگردانند تا عبرت ديگران شود ، هنوز سخن آنان به پايان نرسيده بود كه چند تن او را گرفتند و يكى بينيش را گرفت و نزديك بود آن را سوراخ كنند كه آن بزرگى كه به دنبال ما آمد و ما را ديرگاه به سور برد شفاعت كرد و از ديگران خواست كه به او رحم كنند و ببخشايند . سرانجام موافقت كردند و آن مترجم از خطر جست . » « 1 »
نويسندهء شرح حال خواجه احرار مىنويسد : « خواجه احرار در دوران جوانى با دراويش ديگر ، مورد تحقير و تخفيف مأمورين بىرحم الغ بيك واقع شده بود و در دربار الغ بيك براى مجازات مظلومين و تبهكاران سردابهاى مرطوب و سياهچالهاى مخوف وجود داشت ، براى تنبيه مغضوبين يك نفر موسوم به « يساول » مأموريت داشت . روزى كه الغ بيك در تاشكند بود ، دستور داد همهء شيخزادگان شهر در « مزار » جمع شوند . در ميان 17 نفر شيخ جوان كه در آن محل جمع شده بودند ، جوانتر از همه خواجه احرار بود . همينكه الغ بيك در محل حاضر شد ، به يساول دستور داد كه آنان را روى خاك بيفكند و به شدت مانند غلطكها بغلطاند . چون نوبت به خواجه احرار رسيد ، با يك حركت سريع و جسورانه خود را از چنگ « يساول » رها ساخت . عمل بىباكانهء درويش جوان ، مورد پسند الغ بيك واقع شد . . . معلم خواجه احرار موسوم به حسن عطار از او خواست كه از اين موقعيت استفاده كند و به صف خدمتگزاران دربار وارد شود و به يارى مظلومينى كه مورد شكنجه واقع مىگردند قيام نمايد . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كلاويخو ، ترجمهء مسعود رجبنيا ، بنگاه انتشارات ترجمه و نشر كتاب ، ص 224 .
( 2 ) . الغ بيك و زمان او ، پيشين ، ص 193 .