كيفرهاى شديد
منابع تاريخى و اجتماعى ايران در دوران بعد از اسلام نشان مىدهد كه زمامداران شرقى ، براى آزار گناهكاران و متهمين سياسى به وحشيانهترين اعمال دست مىزدند و محافل دينى ، غالبا به وظيفهء مذهبى و اخلاقى خود عمل نمىكردند و به اعمال ظالمانهء امراى عصر اعتراضى نداشتند و گاه در كوتهنظرى و غرضورزى بر آنان پيشى مىگرفتند . اكنون با استفاده از مدارك تاريخى ، نمونهاى چند از بيدادگريهاى آن دوران را ذكر مىكنيم :
قتل ابن المقفع :
سفيان والى بصره كه با ابن المقفع دشمنى داشت ، به دستور منصور خليفه وى را به حجرهاى برد « پس دستور داد تا تنورى برتافتند و اندامهاى او يكيك باز مىكرد و در پيش چشم او به تنور مىافكند تا جمله اعضاى او بشد . پس سر تنور استوار كرد و گفت بر مثلهء تو ، مرا مؤاخذتى نرود چه تو زنديقى بودى و دين بر مردمان تباه مىكردى . . . » « 1 »
در تاريخ بيهقى نيز از آلات شكنجه ياد شده است « مستخرج و عقابين و تازيانه و شكنجهها آورده و جلاد آمده . . . » « 2 » امير معزى نيز به بعضى از وسايل تهديد و ارعاب اشاره مىكند :
هيبت او دست مكاران و محتالان ببست * كس نيارد گشت اكنون گرد مكر و احتيال
ور كسى خواهد كه گردد ، گو بيا بنگر نخست * قصهء تير دوشاخ و قصهء چاه و جوال
ناصرخسرو گويد :
زين به نبود مذهبى كه گيرى * از بيم عقابين و تازيانه
نظامى گويد :
تا چند غم زمانه خوردن * تازيدن و تازيانه خوردن
بيهقى مىنويسد : « . . . با بو سعيد خاص . . . چه سياستها راندن فرمود از تازيانه زدن و دست و پاى بريدن و شكنجهها . . . » « 3 »
گاه مجرمين را با تخماق يعنى با چوبى كه روى آن ميخهاى آهنين فروكردهاند مضروب و له مىساختند . « 4 »
شكنجه :
آزار و تعذيب و سياست گناهكاران در ايران سابقهاى كهن دارد ، گوشت را با آتش آشنا كردن و زخمها را به نمك آلودن نيز نمونهاى از شكنجههاى قرون وسطايىست .
دارند هميشه آتش و انبرونى * اسباب شكنجه را مهيا دارند
حكيم ركناى كاشى
« صد هزار آدمى در پنجهء شكنجه و چنگال سگان ايشان افتادند و در زير تشت آتش گرفتار شدند . » « 5 »
هامش
( 1 ) . لغتنامهء دهخدا ، ص 353 .
( 2 ) . تاريخ بيهقى ، چاپ اديب ، پيشين ، ص 368 .
( 3 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 124 .
( 4 ) . لغتنامهء دهخدا ، ص 201 .
( 5 ) . محمد بن ابراهيم ، تاريخ سلاجقهء كرمان ، به اهتمام دكتر باستانى پاريزى .