منظور متعاملين و احتراز از جملات مبهم و اضافى ، دقت كافى بنمايد كه موجب ضرر متعاملين نشود . امام فخر رازى در تفسير كبير خود معنى عدالت در كتابت را به چهار وجه نقل مىكند :
وجه اول - مىگويد مراد از عدل در كتابت آنست كه نويسنده سند را به نحوى بنويسد كه در خصوصيات و مقدار مورد معامله كم و زياد نشود و به نحوى رعايت مواد معين قانون بشود ، كه ، سند صالح براى تأمين حق متعاملين عند الحاجه بوده باشد .
وجه دوم آنكه اگر نويسنده فقيه و عالم در احكام معاملات باشد بر او واجب است نوشته را به نحوى بنويسد كه در نكات دقيقه فقهى جانب يكى از متعاملين را دون ديگرى نگيرد و توانايى خود را به نفع يكى و دون ديگرى به كار نبرد بلكه ناچار است با نظر تساوى و عدالت در تنظيم سند با متعاملين رفتار نمايد به نحوى كه طرفين مصون از ابطال حق خود باشند .
وجه سوم را علامه رازى از فقها نقل مىكند به اينكه نويسنده بايد در مسايل خلافى قول متفق يا مشهور را در سند اعمال نمايد به نحوى كه از قضات مسلمين كسى نتواند راهى براى ابطال سند به دست آورد و رأى فقيه ديگرى را مستند قرار دهد اين وجه در حال حاضر مصداق پيدا نمىكند زيرا در تمام كشورهاى اسلامى و ايران ، قوانين مدنى رسما تصويب ، و قول مشهور فقها ، در قوانين مدنى اقتباس شده است .
وجه چهارم آنست كه نويسنده از استعمال الفاظ مجمل و مشتبه در سند احتراز جويد زيرا ممكن است در محضر قاضى اختلاف در معنى لغايت واقع شده و موجب تضييع حقى شود . . .
به نظر رازى نويسندهء سند نبايد تنها فقيه و عارف به اقوال و آراء مكاتب مختلف فقهى باشد بلكه بايد اديب و نويسندهيى توانا باشد تا بتواند بين الفاظ و لغات متشابه فرق بگذارد و از نوشتن جملات و عبارات مجمل و مبهم و دوپهلو احتراز جويد چه غالبا همين سهلانگاريها و غرضورزيهاى سردفتران سبب طرح دعاوى حقوقى در مراجع قضايى مىشود و چهبسا حذف كردن يا اضافه نمودن يك كلمه مفاد يك سند را دگرگون مىسازد . « 1 »
در معاملات استقراضى وجهى به عنوان سود پول به قرضدهنده مىدادند « . . . اين ششصد دينار بده و قباله به هفتصد دينار بستان ، به گواهى عدل كه چون وقت ارتفاع باشد با تشريفى نيكو به تو رسانم . » « 2 »
قباله فارسى از قرن ششم :
استاد مجتبى مينوى در پيرامون اين قباله مىنويسد : « قطعهاى از يك قباله بيع زمينى كه شايد در اراضى تركستان شرقى واقع است در سنوات 1900 تا 1901 ميلادى در ناحيه ختن در دشت تقلا مكان در ميان اسناد و مكاتيبى يافت شده كه در خاك مدفون بود و دكتر هورنله آنها را به دست آورده بود و اين قباله به فارسى نوشته شده است . و يك نيمه آن از طول پوسيده و از ميان رفته بوده است از نيمه موجود بنده سوادى برداشتهام كه در آن همه
هامش
( 1 ) . جمال الدين جمالى ، سردفتر در اسلام ، ص 30 به بعد .
( 2 ) . سياستنامه ، پيشين ، ص 54 .