تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1256

مساهمون:

ص١٢٥٦
نمايند ابقايى . . . جايز ندارد و دقيقه و لكم فى القصاص حيات فرونگذارد . . . » « 1 » در همين كتاب ضمن يك رشته تعاليم سياسى به حكمران جند در مورد سادات و ائمه و قضات و مشايخ چنين آمده است : 1 ) « سادات كه ثمرهء شجرهء رسالت و درّ درياى نبوتند ، مؤقر و مكرم و مقتدى و معظم دارد . . . و ايشان را به حسن اشفق . . . و اسباب معاش . . . كه لايق منصب ايشان باشد مستغنى گرداند . 2 ) و ائمه و علما را كه ورثهء انبيا و حفظهء بيضهء دين خدايند . . . به چشم اعزاز و احترام ملحوظ دارد . . . و به گفت و اشارت ايشان تبرك و تيمن جويد . 3 ) و قضات و حكام را كه در امضاء احكام و فصل خصومات امراء شرع و امناء خدايند ، به تحصيل حق ضعيفان دست قوى دارد و البته به نقصان رونق مجلس قضا دست ندهد . . . تا حقوق مستضعفان مستهلك نشود و اموال بيچارگان منهوب نگردد . . . 4 ) و اهل صلاح و متصوفه را كه اوتاد زمين و سالكان طريقت حقند ، از صدقات . . . محظوظ گرداند چنان‌كه . . . فارغ به دعاء دولت قاهره ثبتها الله مشغول باشند . 5 ) وجوه مشايخ و رعايا را كه ودايع آفريدگار و مادهء امداد روزگارند و نظام پادشاهى به نظام ايشان منوط است و رضاى الهى به فراغ بال ايشان مربوط ، در حجر شفقت و جوار رحمت خويش دارد . . . چنان‌كه طريق ظلم و عدوان به كلى مسدود ماند . . . » « 2 » به‌طور كلى در هريك از فرامين عهد سلجوقى به قسمتى از وظايف و تكاليف داوران اشاره شده است ، در فرامين عهد سنجرى و ساير ادوار از متصديان امر قضا و بخصوص از قاضى القضات هراستان مىخواستند كه علاوه بر حسن جريان امور قضايى به امور و مسايل ديگرى نظير خطابت و امامت و احتساب و شيخ الاسلامى و وضع منابر و مساجد و مدارس و خانقاهات و توليت اوقاف و حفظ اموال غايبان و ايتام نظارت دقيق نمايد و در تعديل و تزكيهء شهود كه رأى قضاة برحسب صدق و كذب اظهارات آنان دگرگون مىشد دقت بسيار نمايند و هنگام دادرسى بين فقرا و اغنيا و ستمگران و ستمكشان فرقى و امتيازى نگذارند و از صدور حكم عادلانه غفلت نورزند .

فرمان تفويض شغل قضاى بلخ از طرف سلطان سنجر به قاضى حميد الدين محمودى بلخى :

« مناظم احوال ملك و دولت از نتايج ترتيب مصالح امور دين و شريعت است . . . چون به سمع ما رسيد كه ديوان قضا به بلخ از مستحقى مستعد انتصاب . . . خالى مانده است . . . رأى چنان ديد كه قاضى القضات امام اجل افضل حميد ظهير الدين . . . ابو بكر محمد بن عمر بن على المحمودى ادام إله تأييده متكفل آن شغل بزرگ باشد و مكان اسلاف به وى معمور و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 19 به بعد . ( 2 ) . همان ، ص 9 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1256 | مرتضى راوندى