مجازات راهزنى حبس يا قطع يكى از اعضاى راهزن است . حكم زناى محصنه سنگسار است مشروط بر اينكه چهار نفر گواه عينى وقوع آن را گواهى دهند و مجرم هم اقرار كند . مجازات شرابخوارى چهل تازيانه است .
كيفرهاى شرعى :
تا قبل از ظهور تمدن جديد ، در غالب بلاد اسلامى در حق متخلفين و گناهكاران حدود و تعزيرات شرعى را اجرا مىكردند . ابن اخوه مىنويسد : « حدود جمع حد و آن عقوبتىست شرعى و معين و قطعى كه حداقل و حداكثر ندارد ، بر خلاف تعزير كه به رأى امام بسته است تازيانهاى كه با آن حد را اجرا مىكنند بايد نه ستبر و سخت باشد و نه نازك و نرم ، بلكه متوسط ، تا تن را رنجور نكند . . . شلاق را از چرم گاو يا شتر تهيه مىكنند و بوسيلهء درفش مىدوزند . و معمولا آن را بر دكهء محتسب آويزند تا مردم ببينند . . . اگر زناكارى بكر ( يعنى مرد زن ناگرفته ) را نزد محتسب بياورند ، بايد او را صد تازيانه در ملاء عام بزند ، و اين كيفر در حق كسى اجرا مىشود كه بالغ و عاقل و مختار باشد . مرد هنگام حد يا تعزير بايد ايستاده باشد ، ولى زن بايد نشسته شلاق بخورد و شلاق بايد به سر و صورت و فرج و جاهاى خطرناك اصابت نكند .
اگر مرد زندارى زنا كند ، عقوبتش سنگسار كردن است . زن باردار را پس از وضع حمل حد مىزنند به شرط آنكه براى بچهاش زن شيردهندهاى پيدا شود . لواط و نزديكى با ستوران نيز چون زنا حرام است و شايد حرمت لواط بيشتر از زنا باشد . . . در حد لواط اختلاف شده است ، برخى بر آنند كه لواط مانند زناست . اگر زناكار محصن ( يعنى مرد متأصل ) باشد ، سنگسار مىشود و اگر بكر باشد ، تازيانه مىخورد . و ابو حنيفه گفته است در لواط حد نيست و مرتكب بايد تعزير و سپس زندانى شود تا بميرد . در نزديكى با ستوران قول اصلح آن است كه تعزير كنند . تعزيركار امام يا جانشين اوست و با حد و تأديب مغايرت دارد چنان كه اگر شوهر ، زن خود را ، يا معلم شاگرد را بزند تأديب ناميده مىشود . تعزير در مواردى چند است : از قبيل گناهى كه حد ( عقوبت معين ) يا كفاره ندارد . مثل دزدى در كمتر از حد نصاب و تهمت زدن در غير زنا و خيانت و شهادت دروغ رواست كه تعزير با چوب يا با تازيانه انجام گيرد . اما نبايد چنان باشد كه موجب خونريزى باشد . و رواست كه گناهكار را برهنه كنند و در ملاء عام آورند و گناه او را به بانگ بلند بگويند . و نيز رواست كه موى سرش را بتراشند . . . و در تعزير جايز است كه گناهكار را زنده به دار آويزند ، اما از غذا و آب و وضو گرفتن نبايد ممنوع شود . و نماز را به اشاره بخواند . و چون آزاد شد اعاده كند و صلب يعنى به دار زدن او از سه روز درنگذرد . » « 1 »
علاقه و توجه عمومى به دادگسترى
در آثار منظوم و منثور فارسى مكرر از لزوم عدالت و دادگسترى سخن به ميان آمده است :
داد آبادانى بود و بيداد ويرانى ( قابوسنامه ) .
هامش
( 1 ) . ابن اخوه ، آيين شهردارى ، پيشين ، ص 186 به بعد .