امير المؤمنين به شما سلام مىرساند و مىگويد : من به دادگاه احضار شدهام و نمىخواهم هنگام خروج من هيچكس برپا بايستد و با من سخن بگويد . آنگاه منصور بيرون آمده و مسيب پيشاپيش و ربيع و نمير به دنبال او راه افتادند . منصور قبا و ردا برداشت و هيچكس در برابرش برنخاست . چون رسيد ، سلام كرد ، سپس به ربيع گفت : مىترسم وقتى ابن عمران مرا ببيند هيبت من در دلش راه يابد و در كار خود تغيير نظر بدهد . به خدا اگر چنين بكند ، هرگز از جانب من به كار قضاوت ادامه نخواهد داد . آنگاه نزد محمد بن عمران رفت ، وى بر مسند خود تكيه داده بود .
چون چشمش به منصور افتاد ، رداى خود را بر دوش كشيد و داخل آن پنهان شد . سپس طرفين دعوا را خوانده و از ساربانها و امير المؤمنين پرسش نمود . آنگاه به نفع شاكيان و عليه خليفه رأى داد و به او امر كرد كه حق ايشان را بازگرداند . ابو جعفر از نزد او بيرون رفت و به ربيع دستور داد محمد بن عمران را احضار كند ، چون وى نزد منصور رفت . منصور به او گفت خداوند تو را از جانب دين و خانواده و دودمان و خليفهات بهترين پاداش بدهد ، آنگاه ده هزار دينار به او جايزه داد . . . » « 1 »
قوانين جزايى و انواع كيفر در ايران و ممالك اسلامى
مذهب اسلام مانند مذهب يهود ، معتقد به كيفر و قصاص است و مىگويد :
فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ .
يعنى هركس بر شما تجاوز كرد ، متقابلا بر او تجاوز كنيد . « 2 » در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ ؛
اى خردمندان قصاص تبهكاران موجب زندگى شماست . . . « 3 »
در امور جزايى مانند امور حقوقى بناى عمل مسلمين قرآن است و اساس آن مانند قوانين موسى بر قصاص و مجازات به مثل قرار گرفته است . منتها به موجب احكام تورات جانى يا يكى از افراد خانوادهء او مجازات مىشدند . در حالى كه اسلام به اقتضاى زمان قدمى جلوتر گذاشته و براى جلوگيرى از خونريزى و جنگهاى قبيلهاى و خانوادگى ، قانون ديه را معمول گردانيده است . يعنى اصولا جزاى قتل عمد اعدام است ، مگر در مواردى كه ورثهء مقتول حاضر به گرفتن ديه باشند . و براى قتل غيرعمد ، يكصد شتر ديه معين شده است .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى
. . . « اى مؤمنين بر شما فرض شده قصاص در كشتهها ، آزاد به آزاد ، بنده به بنده ، زن به جاى زن . » اگر اولياى مقتول در مطالبهء قصاص قاتل سختگيرى نكند ، بايد قاتل به قدر امكان بىدرنگ ديه را بپردازد . در قرآن اخذ ديه و گذشت از قاتل مورد تمجيد قرار گرفته و تجاوز از قصاص گناهى بزرگ شمرده شده است . در مورد دزدى خواه سارق زن باشد يا مرد ، مقرر شده است كه دست هر دوى آنها قطع شود . ديهء جراحات مختلف فرق مىكند و بر پدر و مادر مرتكب يا تمام خاندان او واجب است كه از عهدهء اداى آن برآيند .
هامش
( 1 ) . جهشيارى ، الوزراء ، پيشين ، ص 180 به بعد .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 194 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 179 .