مخالف آن صادر نكنند . در اين صورت اميد مىرود كه خداوند ، اين احكام گوناگون آميخته را ، به راه صواب رهبرى كند و مايهء وحدت كلمه و اجماع گردد . » « 1 »
پيشنهاد ابن مقفع عملى نشد زيرا فقها به جهات و دلايلى كه چندان موجه نبود به اين مهم تن ندادند . ظاهرا ابو منصور دوبار به مالك بن انس پيشنهاد كرد كه در راه وحدت قوانين بكوشد و راهى معتدل برگزيند كه مورد قبول اجماع ائمه و صحابه باشد و به اين ترتيب اختلافات پايان يابد .
مالك براى نزديك شدن به اين مقصود ، كتاب الموطا را به رشتهء تحرير درآورد . ولى هيچگاه راضى نشد كه مسلمانان را به پيروى و انقياد از مذهب خود وادار كند . و اين حال تا پيدايش دولت عثمانى ادامه يافت و قوانين فقهى در كشورهاى اسلامى به صورت مدون و رسمى نگاشته نشد . و كسى كه مىخواست از احكام شريعت اطلاعاتى كسب كند ، ناگزير بود به كتب عمدهء فقهى و شروح و حواشى و كتابهاى فتوا مراجعه نمايد .
در هندوستان در قرن يازدهم هجرى ( 17 ميلادى ) محمد اورنگزيب بهادر پادشاه هند ، دانشمندان هند را بر آن داشت كه تحت رياست شيخ نظام ، كتابى جامع قوانين فقه حنفى گرد آورند . با اينكه كتاب به اسلوب قوانين امروزى فصلبندى و تنظيم نشده بود ، حاوى مسايل سودمند حقوقى بود . در قرن نوزدهم دولت عثمانى براى آنكه به زندگى اجتماعى خود رنگ اروپايى بدهد ، در سال 1850 قانون تجارت عثمانى را از قانون فرانسه اقتباس كرد و سپس قوانين كيفرى و آيين دادرسى بازرگانى و قانون جزاء و قانون سرپرستى و قانون دادگاههاى بخش و قوانين ديگر را از قانون فرانسه و ايتاليا اقتباس و ترجمه كرد .
در قوانين جديد عثمانى بريدن دست سارق و شلاق زدن گناهكاران حذف و براى پيشرفت كارهاى اقتصادى رباخوارى تجويز شده بود .
بالاخره حقوقدانان عثمانى با توجه به فقه حنفى و ديگر مكاتب اسلامى و قوانين جديد غرب ، مجموعهء قوانين خود را در 1851 ماده در سال 1293 هجرى تدوين و منتشر كردند .
در اين مجموعه پس از بيان قواعد كلى ، از بيع ، اجاره ، كفالت ، حواله ، رهن ، امانات ، هبه ، غصب و اتلاف ، حجر ، اكراه و شفعه ، شركت ، وكالت ، صلح و ابراء و اقرار و غيره سخن رفته است .
در كشور عراق ، پاكستان ، مصر و ديگر ممالك اسلامى به تدريج تحولات و تغييرات فراوان در قوانين و نظامات اجتماعى پديد آمد .
در مصر نهضت اصلاحى ، نخست به رهبرى سيد جمال الدين افغانى و شاگردش شيخ محمد عبده بوجود آمد . طرفداران اين نهضت در آثار خود به قرآن و سنت توسل مىجستند و با هرگونه
هامش
( 1 ) . عرنوسى ، تاريخ القضا فى الاسلام ، ص 84 به بعد .