فلاسفه بحث فلسفى دشوار شد و براى پژوهندگان ، خيلى مشكل بود كه در نوشتههاى خود به آثار فلاسفه اشاره نمايند . آنچه به غزالى امكان شكستن اين سد را داد بدون شك حمايت سلاطين سلجوقى از اشعرىها و احتياج به يك دفاع علمى از سنىها در مقابل شيعه ، مخصوصا در مقابل تبليغات شيعى اسماعيليه بود . . . آنچه غزالى انجام مىداد ، در حقيقت عبارت بوده از آزمايش علوم فلسفى و تعيين اينكه چه مقدار از اين علوم ارزش افزوده شدن به علوم اسلامى را دارد و چه مقدار بايد كنار گذاشته شود . از آنجايى كه مباحثات شرعى ، بعضى اوقات مستلزم دانستن علم منطق بود ، بنابراين غزالى به عنوان يك فقيه ، به مسايل مربوط به منطق علاقهمند گشته ، و مجذوب اين علم شده بود . نتيجهاى كه غزالى از كتاب المنقذ من الضلال كه در سال 487 ه نوشته شده در مورد علوم فلسفى مىگيرد ، در حقيقت نتيجهء افكار رسيده و تكامل يافتهء اوست .
به نظر غزالى علوم فلسفى شامل 6 رشته است كه عبارتند از رياضيات ، منطق و علوم طبيعى ، حكمت الهى ، سياست و علم اخلاق .
در نظر غزالى ، رياضيات حقيقت محض است ، اما تدريس آن به وسيله فلاسفه با دو مانع مواجه است : اول اينكه محصلين رشتهء رياضى به اين نتيجه مىرسند كه تمام مباحث فلسفى مثل بحث رياضى آنها متقاعدكننده است . دوم اينكه مخالفتهاى جاهلانهء رياضىدانها با بعضى از سنن و احاديث از نظر دينى ، سبب بدنامى عمومى دين مىگردد . منطق نيز حقيقت بوده و به هيچوجه مخالف دين نيست ( اما همان دو ضررى را كه رياضى داشت منطق نيز دارد ، بطورى كه علوم طبيعى و فيزيك از نظر دين قابل طرد نيستند ، اما قسمتى از نتايجى كه فلاسفه علاقهمند به علوم طبيعى ، از اين علوم استنباط مىكنند ، به شرحى كه در كتاب تهافت الفلاسفه نامبرده شده ، بايد كنار گذاشته شود . . . » « 1 »
يكى از مسايلى كه مورد بحث قرار مىگرفت ، مسألهء « حادث بودن » و يا قديم بودن قرآن بود .
البته كسانى كه قرآن را حادث مىشمردند ، مىگفتند آيات قرآن در لحظات و اوقات معين و در اثر پيشآمدهاى بخصوص نازل شده ، شايد كسانى كه با اين نظريه موافق بودند ، مىخواستند نظريهء قابل تغيير بودن قوانين را در جامعهء اسلامى بقبولانند و از ثبات و جمود احكام مذهبى بكاهند .
ولى در هرحال پيروان اين دو نظريه آرام ننشستند ، آنان كه به حدوث قرآن عقيده داشتند به تفتيش عقايد پرداختند . و اين كار كه از ( 212 تا 228 ه ش ) ادامه يافت ، بنابه توصيهء دستهاى از سران فرقهء معتزله صورت گرفت . هدف نهايى معتزله اين بود كه بين عقل و الهام راه سازش پديد آورند . « در جريان تفتيش عقايد ، از علما مىخواستند . . . دعاوى مورد نظر حكام را تأييد كنند .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 104 به بعد .