تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1208

مساهمون:

ص١٢٠٨
مىشد . مالك نيز پيروان و اصحاب فراوان داشت كه از آن جمله محمد بن حسن شيبانى حنفى و امام شافعى صاحب مذهب معروف شافعى از شاگردان امام مالك بودند . مذهب مالكى در مدينه پديد آمد و در سراسر حجاز انتشار يافت و سپس مختص مردم مغرب و اندلس گرديد و هنوز پيروان اين مذهب در سرزمينهاى مراكش ، الجزاير ، تونس و طرابلس غرب پراكنده‌اند . بعدها اين مذهب در منطقهء صعيد ، مصر ، سودان ، بحرين و كويت انتشار يافت . همچنين در ساير كشورهاى اسلامى پيروانى دارد . « 1 »

مذهب حنبلى

بنيان‌گذار چهارمين مذهب اهل تسنن احمد بن حنبل است كه به سال 164 ه در بغداد متولد شد . وى براى گردآورى حديث راه شام ، حجاز ، يمن ، كوفه و بصره را در پيش گرفت و مجموعهء بزرگى از احاديث را در كتاب « مسند الامام احد » گردآورى نمود . اين مجموعه شامل 6 جزء و داراى چهل هزار حديث است . اين مرد حتى الامكان از رأى و استدلال دورى مىگزيد تا جايى كه بسيارى از صاحبنظران او را به جاى « مجتهد » محدث ناميده‌اند . مانند ابن نديم كه او را با بخارى و مسلم و ساير محدثان در عداد فقهاى حديث قرار داده است . آنچه مسلم است ، مذهب حنبلى يكى از مذاهب اربعهء اهل سنت به شمار مىرود و پيشواى آن ابن حنبل از شاگردان بنام امام شافعىست كه پس از مطالعات بسيار ، سرانجام مذهب تازه‌اى مبتنى بر 5 اصل زير را برگزيد : نصوص كتاب و سنت - فتواى صحابه در صورتى كه معارضى نداشته باشد ، عقيدهء يكى از صحابه به شرط موافقت با كتاب و سنت ، حديث مرسل و ضعيف و بالاخره قياس به هنگام ضرورت . ابن حنبل در دين خود پايدار و در عقيدهء خود متين و استوار بود . « چون در زمان خلافت واثق ، از او خواستند كه نظريهء « خلق قرآن » را بپذيرد ، وى قبول نكرد ؛ مورد فشار و شكنجه قرار گرفت و مضروب و زندانى شد . » « 2 » بويطى از ياران شافعى نيز مانند ابن حنبل و به همان منظور بازداشت شد و در زندان جان سپرد . ابو حنيفه نيز در زندان افكنده شد و مالك به علل سياسى كتك خورد . و نيز روايت شده است كه سرخسى نگارش كتاب خود المبسوط را در زندان آغاز كرد . همچنين ابن قيم جوزيه و تقى الدين تيميه در قلعهء دمشق زندانى شدند و شخص اخير همانجا جان سپرد . آرى از ديرباز قضات و روحانيان باشخصيت از فشار دولتهاى استبدادى رنج مىبردند و با قبول رنجها و شكنجه‌ها تن به فساد و نوكرمنشى نمىدادند . بعد از ابن حنبل ، تنى چند از شاگردان او به روايت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 45 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . احمد امين ، پرتو اسلام ، ج 2 ، ص 235 .