تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1207

مساهمون:

ص١٢٠٧

امام شافعى :

امام محمد بن ادريس شافعى ( متولد به سال 150 هجرى ) در آغاز امر از پيروان مالك و اهل حديث بود ، اما در اثر مسافرتها و كسب تجربيات فراوان ، مذهب خاصى را براى خود برگزيد كه كمابيش همان مذهب عراق بود . وى پس از استقرار در مصر ، از اقوال و آراء ديرين خود رجوع كرد و مذهب جديد خود را اعلام نمود . امام شافعى در لغت ، فقه و حديث استاد بود و مانند امام مذهب حنفى به امور عملى زندگى ناآشنا نبود و چون فكرى عميق و زبانى بليغ داشت ، توانست به كمك نيروى استنباط شخصى طريقهء اهل رأى را با نظريات اهل حديث هم‌آهنگ سازد و مذهبى ميانگين و بينابين بيافريند كه كمابيش از دو مذهب حنفى و مالكى متأثر بود . شافعى از ادلهء احكام ، كتاب و سنت و اجماع و قياس را پذيرفت و به استدلال نيز قائل بود . ولى از پذيرفتن آنچه را كه حنفىها استحسان و مالكيها مصالح مرسله ناميده‌اند سرباز زد . « 1 » شافعى اولين كسى است كه ادلهء احكام را به ترتيب درآورد و اصول فقه را در رسالهء مشهور خود به صورت علمى نگاشت و در آن از نصوص كتاب و سنت ناسخ و منسوخ و واجبات و علل احاديث و شرايط قبول حديث منقول به خبر واحد و اجماع و اجتهاد و استحسان و قياس بحث كرد . . . شاهكار شافعى كتاب الامام است كه در آن از مباحث گوناگون فقهى ، عبادات ، معاملات ، مسايل جزايى و ازدواج گفتگو مىكند ، و در جزء هفتم آن به مسايل پراكنده مىپردازد . بعد از او شاگردان و تابعان او در شمار مجتهدين و صاحبنظران درآمدند ، از جمله احمد بن حنبل و داود ظاهرى و ابو ثور بغدادى و ابو جعفر بن جرير طبرى شهرت فراوان كسب كردند . كشور مصر بزرگترين مركز مذهب شافعىست . اين مذهب در دوران حكومت ايوبيها رسميت يافت و اكنون در حدود يك‌صد مليون پيروان اين مذهب در ممالك اسلامى پراكنده‌اند .

مذهب مالكى

چنان‌كه گفتيم ، شهرهاى حجاز گاهوارهء سنت و جايگاه صحابه بود و از اين جهت فقهاى حجاز از ديگران به سنت آشناتر بودند . پيشواى اين اين مذهب امام مالك بن انس در سال 95 هجرى در آنجا متولد شد . مالك دانشمند ، پيشوا ، محدث و فقيه مدينه بود . از نظر اخلاقى مردى دلير بود ، به نويد و تهديد اعتنا نمىكرد ، در راه ايمان و بيان عقيدهء خود به هرگونه زحمت و فشار و شكنجه تن مىداد . وى شجاعانه به جعفر بن محمد والى مدينه گفت : « با زور و اجبار نمىتوان بر مردم حكومت راند . » به همين گناه اين مرد دانشمند را شلاق زدند . وى كتاب « الموطا » را در حديث نوشت ، مالك هنگام اجتهاد به قرآن و حديث استناد و اعتماد مىكرد و از حديث آن را مىپذيرفت كه صحت سند و لو به خبر واحد نزد او به ثبوت رسيده بود . و به عمل اهل مدينه و گفتار صحابه اعتماد مىكرد و جايى كه نص نبود به سوى قياس و دليل تازه و مخصوص به مذهب خود مىگراييد كه « مصالح مرسله » ناميده
هامش
( 1 ) . همان ، ص 49 به بعد .