تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1180

مساهمون:

ص١١٨٠
محبوبين ، يا پر كردن كيسهء دارندگان تيول و سران دربار در برابر بيهوده‌ترين كارها ، روش و شعار فرمانروايان ايران بود . . . مأمورين دولت كه مداخله در جمع‌آورى ماليات داشتند ، از راه دزدى و غارتگرى اعاشه مىكردند و شانهء رنجبران و روستاييان در زير بار گران ماليات رنج مىبرد . . . اگر شاه خوب و مهربان بود ، به چيدن پشم گوسفندان و نوشيدن شير آنان قناعت مىكرد و اگر ناپاك و سفاك بود ( به قول ميرزا رضا كرمانى ) ، نه‌تنها از كرك چشم نمىپوشيد ، بلكه از گوشت و استخوانشان نيز بريده و مىبلعيد . . . يك‌دهم از آنچه حكمرانان با ظلم و زور از مردم مىگرفتند ، به خزانهء دولت مىرسيد . هيأت حاكمه از راه تيول ، تسعير و تفاوت عمل سود كلانى مىبرند . . . ماليات ايران در اوايل سال 1286 خورشيدى به 15 كرور يعنى 5 / 7 ميليون بالغ مىشد كه به مصرف حقوق و مستمرى مىرسيد و دينارى صرف اصلاح و آبادى كشور نمىشد . . . » « 1 » در مجالس و محافل اجتماعى نيز از آشفتگى وضع مالى كشور سخن مىرفت . سيد جمال واعظ در پنجم ذيقعده 1324 در مسجد آقا سيد عزيز اللّه ضمن سخنرانى ، صحبت از ماليات مىكرد كه مثلا « يك نفر فروشنده را مأمور مىكنند كه برود دويست تومان ماليات فلان ده را جمع بكند ، او دو هزار تومان از آن ده مىگيرد و ده را خراب مىكند . اما آن دو هزار تومان اگر صرف كارهاى دولت و مواجب سرباز و فراش و توپچى . . . بشود خوب است . تمام توى جيب فلان وزير مستوفى مىرود . آخر چرا ؟ چه جهت دارد ؟ اما اين مجلس كه بوجود آمد ديگر نمىتوانند اينطور بكنند . . . » « 2 »

وضع مالى ايران در عهد مظفر الدين شاه

كاساكوفسكى در خاطرات خود مىنويسد : « با اين‌كه تعداد زنهاى مظفر الدين شاه به مراتب از ناصر الدين شاه كمتر بود ، در وضع مالى دولت بهبودى رخ نداد . چه شاه جديد وقتى زنان حرمسراى پدر را ( كه عبارت از چهار زن عقدى و در حدود 400 صيغه كه با تعداد خدمه به هزار نفر بالغ بود ) مرخص نمود ، به هركدام كم‌وبيش مبلغ معتنابهى داد و براى عده‌اى از آنها مستمرى قابل توجهى در سال برقرار كرد . . . بطورى كه هزينهء پيش‌بينى نشدهء يك ميليون تومانى ، ناگهان بر بودجهء دولت تحميل گرديد . علاوه بر اين ، عدهء زيادى از خدم و حشم شاه كه در دورهء وليعهدى با او بودند ، با حرص و ولع تمام به تهران آمدند و در حالى كه براى انجام خدمات دولتى آمادگى نداشتند ، انتظار احراز مقامات مهمى را داشتند . شاه ضعيف النفس با دادن حقوقهاى كلان و خريد خانه‌هاى ده‌پانزده هزار تومانى ، تمام ذخاير و صرفه‌جوييهاى گذشته را بر باد داد ، و ناچار شدند به صندوق ذخيرهء ناصر الدين شاه دست‌درازى كنند . يكى از علل ظهور آن وضع آشفته مالى ، عدم تمركز و بىاعتنايى استانداران نسبت به حكومت مركزى بود . چه آنها پولى ، به تهران نمىفرستادند و منتظر بودند ببينند كار به كجا مىانجامد . ولى اخذ ماليات و زورگويى كماكان
هامش
( 1 ) . ادوارد براون ، انقلاب ايران ، ص 254 به بعد . ( 2 ) . مأخوذ از گزارش عباسقلى مأمور شهربانى ، مجلهء يغما ، مردادماه 40 ، ص 231 .