او حاضر نبود 280 قران عوارض 280 الاغى را كه از جنوب همراه آورده بود بپردازد به سختى كتك مىزند ، مرد بيچاره فقط 270 قران مىتوانست بپردازد . كتك زدن اين مرد ، به حدى مخوف و رقتبار بود كه مردم كه ناظر اين صحنه بودند دلشان به حال آن مرد سوخت و باقى پول را از طرف او پرداختند . چندى بعد بابك خان از يزد فرار مىكند ، زيرا زنى را به قتل مىرساند و از بيم جان خود فرار مىكند . » « 1 »
حاج مخبر السلطنه هدايت مىنويسد : « تا سررشتهء حساب دست ميرزا يوسف مستوفى الممالك بود ، جمع و خرج تا درجهاى سر به هم مىگذارد . امين السلطان در اواخر مسلط شده بود و حقوق بىمحل مىداد ، تا حساب در كار بود حقوق ، محل مىخواست . مشتريان مىبايست تأمل كنند ، تا كسى بىوارث فوت كند يا از اسهامى كه از حقوق متوفى ضبط مىشد محلى به دست بيايد . پيدا كردن محل ، راه دخلى براى مستوفيان بود .
بالجمله كسر بودجه به جايى رسيد كه بروات را تومانى سى شاهى صرافها مىخريدند ، به صاحبجمعها ( حكام و غيره ) مىفروختند و به حساب گذارده مىشد . بسيارى از بروات بلاوجه مىماند . يك سال هم آجر به جاى وجه داده شد . مالياتهاى عادى كافى نبود ، مداخلهء آخوندها مانع از انحصارات يا وضع عوارض مىشد ، چون در قضيهء رژى . - نفت هم كه امروز چشم دنيا بدان روشن است . . . » « 2 »
ماليات سنگين :
حاج پيرزاده ضمن مسافرت در فارس ، از قريهء كلمن نام مىبرد و مىنويسد : « در آنجا نخلستان مفصلىست كه از روزگار قديم به يادگار مانده ، حالا براى ماليات و تعدى اهل ديوان ، هرساله رعيت آنجا دربدر مىشوند و از نو اشجار و آبادى نمىنمايند . نخل خرما ، هردرختى پنج شاهى ماليات داشته ، حالا نخلى دو ريال كه پنجاه شاهى باشد ماليات مىگيرند . صحرا و دشت كلمن قابل است صد هزار نخل غرس نمايند . . . » « 3 »
وضع مالياتى كاشان :
در تاريخ اجتماعى كاشان راجع به وضع مالياتى كاشان در آغاز قرن حاضر چنين مىخوانيم : « جمع درآمدهاى نقدى كل مملكت چهار ميليون و ششصد هزار تومان ، مالياتهاى نقدى تهران 272 ، 124 تومان ، ماليات نقدى كاشان و نطنز 360 ، 92 تومان و 054 ، 1 خروار به ديوان جو و معادل آن كاه مىدادند ، علاوه بر اينها تحميلات و جرايم دريافتى حاكم و يك گروه كثيرى اتباع و دستيارانش در شهر و دهات كاشان نيز به مبلغ گزافى مىرسد . در صورتى كه در بودجهء مخارج و هزينههاى مملكتى هيچگونه سهمى براى آن شهرستان منظور نمىگرديد مگر مبلغى كه به عنوان وظيفهء مستمرى باغبان و خوانين و برخى از علماء به عنوان دعاگويى داده مىشد .
اكنون نظرى به وضع مالياتى و پرداختهاى دولتى سال 1344 شمسى در كاشان : كل
هامش
( 1 ) . همان ، ص 324 .
( 2 ) . خاطرات و خطرات ، پيشين ، ص 86 .
( 3 ) . سفرنامهء حاج پيرزاده ، پيشين ، ص 106 .