تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1149

مساهمون:

ص١١٤٩
سال كه گذشت سالى 5 ريال بايد بدهد . مالياتى كه بر دام و چهارپايان در سال تعلق مىگيرد ، اين است : شتر پنج ريال ، گوسفند ده شاهى ، الاغ 25 شاهى ، گاو 25 ، ماديان 2 ريال ، گاوميش 2 ريال . علاوه براى « نهالهء زنبور » عسل ده شاهى مقرر است . كسبه و اصناف به فراخور حال و مال و مايهء آن شخص تخمينا مالياتى تعيين مىكردند . در مستغلات از هردكان ، كاروانسرا و حمامى كه به اجاره داده مىشد ، دو عشر وصول مىكردند ، يعنى از ده تومان دو تومان مال ديوان بود .

مفاصا حساب :

صورت تفريق حساب در دورهء قاجاريه معمول بود به اين ترتيب كه مستوفيان مركز ، اسناد خرج را در حدود كتابچهء دستور العمل ( - بودجهء ابلاغى ) و اجازه و دستورهايى كه در ظرف سال احيانا صادر مىشد ، كتابچهء جمع و خرج آن سال را به نام مفاصاحساب مورد رسيدگى قرار مىدادند . مواد كتابچه پس از ثبت در دفترها و مهر مستوفيان ، وزير بقايا ، وزير لشكر ، وزير وظايف ، مستوفى الممالك يا وزير دفتر ، صدراعظم ( صدراعظم پاى هرصفحهء كتابچهء مفاصا حساب را مهر مىكرد ) و توشيح و امضا و مهر پادشاه ، كتابچه را به والى يا حاكم تسليم مىكردند . « 1 »

دخل‌وخرج :

ارقام كل دخل‌وخرج كشور در سال 1283 به اين قرار بود : « عايدات دولت نزديك به دو ميليون ليره مىرسيد و مخارج عمده عبارت بود از : بودجهء لشكر ، 000 ، 720 ليره بودجهء كشورى ، 000 ، 300 ليره خرج فوق العاده ، 000 ، 200 ليره مستمرى ملايان ، 000 ، 100 ليره جمع 000 ، 320 ، 1 ليره مخارج دربار و حرم پادشاه از باقىماندهء آن عايدات پرداخت مىشد . مسئول خزانهء دولت ، دوستعلى خان معير الممالك بود كه به قول مونزى پول مملكت را مثل اين‌كه آب از غربال بگذرد خرج مىكرد . فقط به مقتضيات وقت چيزى ته غربال باقى مىگذاشت . در همان سال قحطى ، معير الممالك گندم را خروارى پنجاه تومان به دولت مىفروخت و در همان سال 1283 بود كه عروسى پرشكوهى براى پسرش برپا كرد و معادل 160 هزار ليره صرف آن نمود . . . » « 2 »

ارفاق مالياتى :

فتحعلى شاه قاجار به موجب فرمان مورخه رمضان المبارك 1241 اعلام مىكند كه « . . . مبلغ 1500 تومان تبريزى ماليات و وجوه خبازى و آردفروشى دار السلطنهء اصفهان را هميشه از صنف خباز ديوانيان بازيافت مىنموده‌اند ، به طرق ساير بلاد . . . به تخفيف ابدى مرحمت فرموديم . . . كسانى كه خواسته باشند دكان خبازى باز نمايند يا در محلات و كوچه‌ها نان بفروشند مطالبه ننمايند . . . مقرر آن‌كه عاليجاهان ، نايبان ، كلانتران ، داروغگان و
هامش
( 1 ) . فرهنگ فارسى معين ، ج 4 ، ص 4263 ، مادهء « مفاصا حساب » . ( 2 ) . دكتر آدميت ، انديشهء ترقى ، ص 121 .