عزل اميركبير بار ديگر بىنظميهاى سابق تكرار شد . سالها بعد مخبر الدوله براى نشان دادن وضع آشفتهء مالى كشور ، به ناصر الدين شاه چنين نوشت :
« دولت عليه مقروض نبود و حالا دو سال است مقروض شده است . قرض لا على التعيين در سال گذشته هشت كرور تعيين مىشد ، در هذه السنه به سبب تنزل نقره 12 كرور شده است ، و البته در سنوات آتيه زيادتر خواهد شد . . . حكام ممالك محروسه هميشه تابع احكام دربار و دولت نبودهاند و حالا دربار و دولت مطيع حكامند . . . حكام مخارج بىمعنى مىتراشند و به پاى ماليات مىنويسند و از اقساط ديوان كسر مىكنند . پارهاى اوقات هم طلبكار مىشوند . سابق دواير دولت هريك به خوبى راه مىرفت و مديران دولت مشغول كار بودند . . . امروزه همهء ايران در دست سه چهار نفر ميرزاى نكره است كه آنها به ميل خود هستند . . . »
ناصر الدين شاه در جواب مخبر الدوله نوشت :
« مخبر الدوله ، عريضهء شما را ديدم ، آفرين بر خدمات شما و زحمات پدر شما . بر پدر مردم مفسد لعنت ، نان و نمك دولت ، انشاء اللّه نوكرهاى خائن را بگيرد . فردا صبح خيلى زود بياييد در خانه ، خداوند انشاء اللّه شما را براى من نگاه دارد . »
در زمان ناصر الدين شاه چند وزارتخانه به تقليد اروپا تأسيس گرديد ، ولى وزارت دارايى تشكيل نشد . و امور مالى تحت نظر مستقيم شاه اداره مىشد و حيفوميل بيت المال ادامه داشت . بالاخره در سال 1278 در زمان مظفر الدين شاه وزارت ماليه تأسيس و ناصر الملك به سمت وزير ماليه منصوب ، و بدينترتيب نخستين پايهء سازمان كنونى وزارت دارايى گذارده شد . سرپرسى سايكس كه مدتى به سمت قونسول انگليس در خراسان بوده است ، در كتاب تاريخ ايران كه به رشتهء تحرير درآورده است راجع به وضع مالى كشور پيش از انقلاب مشروطيت شمهاى نگاشته است كه قسمتى از آن را در اينجا نقل مىكنيم :
عوايد و درآمدها :
براى تشريح موضوع ماليات ، بهتر است براى مثال ، يك استان مخصوص را در نظر بگيريم . و براى اين منظور من خراسان را كه با وضع آن خيلى آشنايى دارم انتخاب مىكنم . ماليات در قديم و حال از اقلام زير گرفته مىشد :
1 ) ماليات غلات و صيفى ، 2 ) ماليات بر كسبه و صنوف ، 3 ) ماليات اغنام و احشام ، 4 ) ماليات سرانه ، 5 ) ماليات معادن .
جمع ماليات و عوايد خراسان از منابع فوق ، در سال 1905 ميلادى مبلغ 713 ، 137 ليره نقد و 778 ، 21 تن غلات و گندم و جو جنسى بود . مقدار زيادى از غلات به جيرهخواران و قشون داده مىشد . فقط 160 ، 1 تن براى فروش باقى مىماند . تعيين قيمت غلات اشكالات زياد داشت . والى خراسان مبلغى در حدود سى هزار ليره بيش از حد نصاب ماليات خراسان جمع مىنمود . بعدا 14 هزار ليره به شاه و 6 هزار ليره به صدراعظم به عنوان پيشكش مىپرداخت . به اين طريق ده هزار ليره باقى مىماند كه بين وزير و والى تقسيم مىگرديد . سپس سايكس