تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1148

مساهمون:

ص١١٤٨
سهراب خان ، پولى كه براى صرف جيب ما معين شده است ماهى دو هزار تومان است ، امروز جناب امير نظام مىگفت كه معين كرده‌ام و به سهراب خان داده‌ام ، البته از اول ثور تا آخر سال ، ماه‌به‌ماه دو هزار تومان را به حضور بياورند . فى جمادى الاول ، 1266 . امير در نامه‌هاى بعدى با كنايه و ظرافت تمام از شاه مىخواهد از گشادبازيهاى دربارى ، خوددارى كند ، و در مورد خودش مىنويسد : « فدوى دينارى به احدى نخواهد داد ، آن وجه را . . . به مخارج لازمهء قشون پادشاهى مىدهد . . . » حتى ميرزا آقا خان نورى از نظم و نسق عهد امير سخن مىگويد و مىنويسد : « حالت امروز ايران دخلى به شلق‌كارى و هرزگى ايران عهد حاج ميرزا آقاسى غير مرحوم ندارد ، كار ، نظم و حساب به هم رسانيده . . . » همين ميرزا آقا خان چون به صدارت رسيد ، نظم تقىخانى را درهم ريخت . شيل در يادداشتهاى خود مىنويسد ميرزا آقا خان نورى در زمان صدارتش سالى 42 هزار تومان ( معادل 20993 ليره انگليسى ) حقوق مىگرفت و حال آن‌كه رئيس الوزراى انگليس در همان وقت فقط سالى پنج هزار ليره حقوق مىگرفت . امير براى وصول ماليات پس افتاده و افزايش عايدات تدابيرى به كار برد . از جمله به هر منطقه محصل مالياتى فرستاد كه به حساب گذشته رسيدگى و وجه باقى مانده را وصول نمايد . وزيرمختار انگليس از موقعيت امير سخن مىگويد و مىنويسد : « از دورهء سلطنت محمد شاه تا امسال 1267 هيچگاه همهء مالياتها بطور كامل وصول نشده بود ، امسال مبلغ 130 هزار تومان به حساب پس‌انداز خزانهء دولت ريخته شد . و اگر مخارج لشكركشى به خراسان و جاهاى ديگر نبود ، خيلى بيشتر از اينها ذخيره مىگشت . » مهمترين منبع درآمد دولت عبارات بود از ماليات ارضى ، گمرك ، خالصه و تذكره . به علاوه از دام و چهارپايان ، مستغل ، قنات ، چاه آب و آسيا ماليات مخصوص گرفته مىشد . در بعضى ناحيه‌ها خاصه در دهات ماليات سرانه ، و در جاهاى ديگر « ماليات در » به هرخانواده‌اى تعلق مىگرفت . نرخ ماليات اراضى ، به‌طور كلى بيست درصد عايدى خالص آن مقرر بود ، و اين قاعده از زمان فتحعلى شاه معمول گشت . اين قانون ثابت نبود و در جاهاى حاصلخيز به 30 درصد مقدار عايدى خالص مىرسيد . اموال موقوفه از ماليات معاف بود ، ايلات ماليات اراضى نمىدادند ، زيرا خدمت نظامى برعهده داشتند . ماليات ارضى شاهى دو قسمت بود ، نقدى و جنسى . . . هرجا كه ماليات سرانه معمول بود ، از هرمرد بالغ چهار ريال و از هرزن و كودك 25 / 2 ريال ماليات گرفته مىشد . ماليات بر دام و چهارپايان از اين قرار بود : از هرگوسفند و بز 75 / 0 ريال و از هرخر و گاو يك تومان در سال ، به نرخ مزبور كه مأخوذ از نوشتهء وزيرمختار انگليس است ، اطلاعات ديگرى را از سند رسمى دفتر استيفا مىتوان به دست آورد . ميان ايلات و رعيت دهات‌نشين در دادن مال ديوان به هيچ‌وجه تفاوت نيست . . . رعيتى كه زن دارد ، يك خانواده حساب مىشود و سالى يك تومان ، و رعيتى كه زن ندارد از 15
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1148 | مرتضى راوندى