تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤
پادشاه بايد در امور ، سطوت نورزد كه سطوت صفت بديست كه عمر را كوتاه مىنمايد و به مهلت و مداراكار گذرانيدن باعث طول عمر است و اگر بر وفق عدل و احسان ، پادشاه به هرقسم كه خواهد عيش و عشرت و لذت‌طلبى و كامرانى نمايد ، حلالش باد ، به شرط آن‌كه در پى راحت و آسايش خلايق هم باشد و در حقيقت پادشاه بايد بيش از همهء خلايق ، شكر نعمتهاى الهى بجا آورد و بعد از مهمسازى خلايق و تنظيم و تنسيق امور مرزبانى به قدر قوه و استطاعت خود ، بايد خدا را عبادت نمايد ديگر ، العاقل يكفيه الاشاره . و اين را بدانند كه عدل و احسان و حسن سلوك و حسن سيرت و حسن اخلاق پادشاهان به جهت ايشان سپر سختيست از براى دفع آفات و بليات و عاهات و به جهت كافهء ناس نيز چنين خواهد بود ، غرض آنكه به عادل و محسن نفرين نمودن و به ظالم و مسئى دعاى خير نمودن نقش بر آب زدن خواهد بود ، صاحب قلب سليم و لب سليم كريمى بايد كه فهم نصايحم كند . اول چيزى كه بر پادشاه واجب و فرض و متحتم است تحصيل وزير باتدبير روشن‌ضمير از همه‌جا آگاه ، با امانت و ديانت بافهم و ادراك باحكمت است كه اگر آن نباشد همهء امور سلطنت مختل و معيوب خواهد بود . ذكر باقى افعال و اعمال و حركات و سكنات نواب مالكرقاب وكيل جليل باتنكيل ، داراب‌فر ، درا ، اشكوه ، فرمانفرماى فيروزيمند ( محمد كريم خان زند ) غفر له . » « 1 » در مقدمهء كتاب رستم التواريخ ، محمد هاشم آصف ، نيز از خصوصيات يك مدينهء فاضلهء مقرون به عدالت سخن بميان آمده است : « . . . در قلمرو ما ، از غنى و فقير از مرد و زن بايد كسب و پيشه داشته باشند و از غله‌جات و حبوب و ثمرات و هرچه حاصل از زراعت آيد ، در چهار فصل پنج‌يك آنها را بايد بخزانه پادشاه رسانند و هرچه از معدنها و دريا و يا چيزهايى كه بىمالكست حاصل آيد حق پادشاه هست و هركه بميرد و بىوارث باشد ، و ارثش پادشاه است و هرمنفعتى كه از كسب و پيشه و صنعت حاصل آيد ، پنج‌يكش را بايد بخزانه پادشاه رسانند . . . هرچه وارد گمرك پادشاهى شود چهل يك آن را بايد بخزانه پادشاه رسانند و در قلمرو ما در هرشهر يا قريه عظيمى بايد بيمارخانه با طبيب حاذق و عمله‌جات و اخراجات از سركار دولت باشد و بايد در هرشهرى ، عدد سكنه از مرد و زن و بزرگ و كوچك ، از غريب و بومى در دفتر پادشاهى نوشته شود و پادشاه بايد ضامن جان و مال و عرض كسانى كه در فرمانش باشند باشد و از عهده فساد آنها برآيد و در قلمرو پادشاه ، بايد شاهراه‌ها را چنان بسازند كه راه روان آزار و ضرر و رنج نيابند خصوصا در شهرسانها كوچه‌ها و خيابانها بايد زمينش هموار باشد و به جهت آب باران تدبيرها كنند . در همهء منازل قلمرو و در همهء كوچه‌ها و بازارها بايد پاسبانان ، پاسبانى اموال مردم نمايند و
هامش
( 1 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 325 به بعد .