پادشاهى از دفترهاى همهء پادشاهان گذشته راستتر و درستتر مىباشند ، زيرا كه در زمان دولت خاقان خلدآشيان شاه طهماسب ثانى حسب الامر آن والاجاه ، در ممالك ايران هفت سال بدقت تمام مميزى و مساحى نمودند و در مهندسى كمال سعى و اهتمام و غوررسى بجا آوردند و نظر به آنكه آن والاجاه بسيار فهيم و عادل و منصف و بانظم و نسق و تميز و سفاك بود ، نتوانستند از ترس آن والاجاه چشم از حق پوشند ، يا به ديوان اعلى خيانتى نمايند و دفترهاى كريمخانى نيز اخت دفترهاى نادر پادشاه هست و اين را بدانند كه در وقتى كه ماليات ديوانى قريهء را صد تومان قرار دادهاند و در آن وقت غله يك خروار ديوانى به دو هزار و پانصد دينار مسعر باشد و به سبب آفت آسمانى و زمينى نرخ يك خروار ديوانى غله به پنج هزار دينار قرار بگيرد ، بايد صد تومان ماليات قريهء مذكوره به دويست تومان قرار داده شود ، و همچنين مواجب نوكر و چاكر و خدمتگار اگر در وقتى كه يك خروار ديوانى غله به دو هزار و پانصد دينار خريد و فروش مىشود ، مواجب ايشان مثلا هرنفرى بيست تومان باشد ، در وقتى كه يك خروار غلهء مذكور نرخش از دو هزار و پانصد دينار ترقى مىنمايد و به پنجهزار دينار قرار مىيابد ، بايد بيست تومان مواجب چاكر و نوكر و خدمتگار مذكوره به چهل تومان قرار بگيرد .
اگر غير اين طريقه در سركار فيض آثار پادشاهى معمول گردد البته ضرر و خسران به خزانهء عامرهء سلطانى رسد و افراط و تفريط در امور رعيت و سپاه راه يابد و كار لشكر و سپاه ، تباه و خراب گردد و از محاربهء با اعدا عاجز آيند و دشمن استيلا يابد و چيره گردد و دولت مختل شود و مملكت از دست خواهد رفت و از جانب پادشاه بايد زى هرصنفى از اصناف ناس از مرد و زن و بزرگ و كوچك معين و مقرر باشد كه هركسى در زى خود داخل و از زى خود نتواند بيرون رفت تا آنكه شريف و وضيع و مخدوم و خادم و خاص و عام و سپاه و رعيت و هرصنفى از صنف ديگر ممتاز و معروف باشد و محاسن و فوايدى چند در ضمن اين طريقه مىباشد كه عقلا درك و فهم آنها خواهند نمود ، و اگر بر خلاف اين طريقه رفتار نمايند ، عيش بر خلايق ناگوار گردد و ناخوشيهاى چند در آن خواهد بود كه اولو الألباب فهم آنها خواهند نمود .
طريقهء چاكر نگهداشتن اينست كه مواجب چاكر را به قدر خدمت و شأنش بايد قرار داد ، و او را بايد قدغن نمود كه به قدر مواجب خود نفقه و كسوه صرف نمايد و بيشتر ننمايد ، كه اگر بيشتر نمايد و مديون شود و مقروض گردد ، خيانت و دزدى پيشه كند و از خدمت بازماند .
بر پادشاه واجب و لازمست كه جاسوسانش در اطرافواكناف عالم بگردند و از خير و شر و كون و فساد هرجا ، او را خبر و آگاهى دهند ، كه فوايد بسيار در اين شيوهء خوش خواهد بود و در بىخبر بودنش مفاسد كليه خواهد بود .
پادشاه بايد كه قدغن بفرمايد كه در هرشهرى از ممالك محروسهء خود غلهء ديوانى هرچه بيشتر بهتر در انبارها ذخيره نگهدارند و هرسال آن را تبديل و تجديد نمايند كه به جهت لشكركشى و ايام قحط و غلا بسيار به كار آيد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1132
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١١٣٢