كرمان نزد شاهرخ خان فرستاد . او ظاهرا اظهار اطاعت كرد ، ولى از فرستادن ماليات ابا كرد و گفت : « كرمان از ظلم نادر شاه چنان صورت ويرانى يافته كه تا سى ( 30 ) سال ديگر رعيت قوهء دادن ماليات ندارد . » « 1 »
مؤلف رستم التواريخ نمونههايى از مظالم نادرى و سياست غلط مالياتى او را ذكر كرده است : « فرمود برويد و مبلغ پنج هزار تومان از حاجى باقر صرافباشى بگيريد و بياوريد .
حسب الامرش رفتند و از حاجى باقر مذكور سه هزار تومان به خوشى و آسانى گرفتند و آوردند .
شهنشاه دادگر از ايشان پرسيد كه : « آيا حاجى باقر را در گرفتن مبلغ مأمور ، عذاب نمودند ؟ » عرض كرد : « نه حاجت به عذاب نيفتاد و فى الفور خندان و شادان مبلغ مأمور را داد . » كمال تغيير در حالش پديد شد و با غيظ فرمود ؛ « برويد : و مبلغ 25 هزار تومان از حاجى باقر مذكور بگيريد . » رفتند و حاجى باقر را گرفتند و بستند و به ضرب و زور و شدت و حدت و عذاب ، مبلغ مأمور 25 هزار تومان را از حاج باقر مذكور گرفتند و به خدمت شاهنشاه دادگر آوردند .
بعد از آن ، از روى غيظ و غضب با جميع بلاد و ولايات و قواى معظمهء ايران چنين رفتار نمود . از آن جمله چهل و يك الف كه هرالفش پنج هزار تومان باشد به فارس حواله نمود . و در آنوقت در هند و ايران ، خصوصا در فارس خروار ديوانى غله كه يكصد من به وزن تبريز باشد به هزار دينار بيع و شرا مىشد . هفت نفر محصل بر سر فارس فرستاد . نصير خان ، حاكم لار بدون تأمل و فكر ، 6 نفرشان را گردن زد و يك نفرشان را كه محمد سلطان طالش بود ، امان داده به ملازمت خود او را نگاهداشت . و در شهر شيراز محمد خان شاطرباشى و ميرزا حسين خان . . . را به محصلى فرستاده بود . ايشان چون پخته و زيرك و صاحب وقوف و با تدبير و مآلانديش بودند ، در اين تحصيل پرخطر و تدبيرش ، متحير و حيران مانده بودند . ميرزا . . . گفت اگر خواهيم ما مبلغ 41 الف نادرشاهى كه 205 هزار تومان باشد از اهل فارس اخذ و بازيافت نماييم امرىست محال ، بايد جميع اكابر فارس ، بلكه فقرايش را تلف نماييم . . . و به هيچوجه من الوجوه مقصود به حصول و وصول نخواهد پيوست ، و بىشك « نادر پادشاه » ما را خواهد كشت . . .
طريقه عقل اين است كه به خدا معامله نماييم و قبض رسيد به همهء اهالى فارس بدهيم . اگر به سبب اين معامله شهنشاه دادگستر ما را بكشد ، با شهدا محشور خواهيم شد . . . اگر پادشاه از اين رفتار پشيمان گردد ، بخشايش فرمايد كه بسيار بهتر است . . . به فاصله چهل روز خبر رسيد كه نادر پادشاه كشته شد . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 317 .
( 2 ) . رستم التواريخ ، پيشين ، ص 208 .