زوال عميق اقتصادى ، قطع روابط اقتصادى بين ايالات و انقباض بازار داخلى و تقليل بازرگانى خارجى ، مالياتهاى پولى براى اقتصاد روستاها فوق العاده مخرب بود . مردم از پرداخت ماليات سرپيچى مىنمودند ، تحصيلداران شاه را مىكشتند و عصيان مىكردند . مأموران خزانه به كمك دستههاى سرباز ماليات مىگرفتند . چون بسيار اتفاق افتاده بود كه سربازان به عصيانگران خلق بپيوندند ، از آن پس ديگر براى گردآورى ماليات در ايران دستههاى ازبك و افغان فرستاده مىشد .
آنها به نادر شاه بيشتر وفادار بودند . مأمورين وصول به نفع خودشان نيز مردم را غارت مىكردند .
« براى گرفتن ماليات معمولا كشاورزان را تحت فشار قرار مىدادند . آنها را به غل و زنجير مىبستند . اگر كسى قدرت پرداخت مالياتها را نداشت ، به فرمان شاه تمام كاچال او را مىفروختند و پولش را ضبط مىكردند . و اگر كفايت نمىكرد ، دختران و زنان او را به بهاى هر دختر 15 روبل ( سال 1747 ميلادى 15 روبل معادل 5 / 1 تومان بوده . ) و هرزن 10 روبل به جاى پول مىگرفتند و براى نظاميان مىبردند . » لرخ ، خود در رشت ناظر شكنجههاى بىرحمانهء مردم بود . در نزديكى اقامتگاه اعضاى سفارت روس ، آنقدر صداى ناله و فرياد زياد بوده كه آنها از زور ناراحتى شب و روز نداشتند . پس از آنكه كليتسين از مقامات محلى مىخواهد كه باعث ناراحتى همكاران او نشوند ، بساط شكنجه را به محل ديگرى مىبرند .
. . . در زمان صفويان زندگى ايليات كمى بهتر از رعايا بود . كوچنشينان كه نيروى عمدهء سپاه را تشكيل مىدادند ، مثل رعايا بار ماليات و وظايف ، بر دوششان سنگينى نمىكرد .
اما در زمان شاه سلطان حسين ، در نتيجهء تشديد استثمار مالياتى ، وضع آنها به بدى گراييد . . .
در زمان نادر ماليات سرانه ( - يا ساقكش ) آنها چندين برابر شد . مثلا در سال 1744 ميلادى از قبايل دومبول به جاى سه هزار تومان ماليات سابقشان ، مبلغ صد هزار تومان خواسته شد . ايليات هم مانند رعايا بايد جريمههاى كلان پولى مىپرداختند . از آن گذشته چنانكه ياد كرديم ، بارها اتفاق مىافتاد كه ايليات را به زور به رعيت تبديل مىكردند و در نتيجه آنها مجبور به پرداخت مالياتها و وظايف مربوط به رعايا مىگرديدند .
ايلياتى كه در قشون خدمت مىكردند ، مواجب مىگرفتند . منتها نه كامل و به موقع ، و بيشتر گرسنه و محتاج بودند . در نتيجهء اين وضع ، رعايا و ايليات ورشكسته ، خانهها و چادرهاى خود را رها كرده و دستههاى راهزن تشكيل مىدادند و قيام مىكردند و به عصيانگران ساير جاها مىپيوستند و يا از مرز مىگذشتند .
تشديد بىحساب بهرهكشى فئودالى در دهههاى چهارم و پنجم قرن هژدهم ، دولت نادر را به سوى پاشيدگى سخت اقتصادى روانه مىساخت و باعث تيز شدن تضادهاى طبقاتى و
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1128
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١١٢٨