مىگرفت . و آن مقدارى از جنس يا فايده بود كه به نفع خزانه برداشت مىشد .
ماليات راه ، يا راهدارى ، بطور كلى به وسيلهء بازرگانان و حتى پيشهوران و كشاورزانى كه محصول كار خود را در بازارهاى محلى مىفروختند پرداخته مىشد . . . حمل و نقل كالا حتى در فاصلههاى نسبتا كم ، بسيار گران تمام مىشد . براى رساندن كالا از تبريز به رشت ، مىبايست از شش پاسگاه باجگيرى گذشت و در هرپاسگاه براى هربار كالا ، راهدارى پرداخت . براى حمل كالا از رشت به اصفهان مىبايست از هشت پاسگاه باجگيرى گذشت و در هريك براى هربار راهدارى داد . . . مثلا « تاجرى كه به رشت وارد مىشد ، مىبايست 3 % ارزش كل كالايش را بپردازد . . . »
علاوه بر اين مالياتى از اقمشه و ضرابخانهها مىگرفتند .
. . . ميزان مالياتها پس از سال 1736 م . ( زمان نادر ) نسبت به مالياتهاى زمان صفويه كه در نتيجهء سرشمارى 1701 - 1698 به سه برابر افزايش يافته بود ، مجددا رشد كرد .
در پايان دههء چهارم ، مالياتهاى فوق العاده زيادى به حساب سالهاى آينده از مردم دريافت شد . . . اسنادى وجود دارد مبنى بر اينكه وقتى خود نادر با قشون به محلى وارد مىشد ، مردم آن محل را غارت مىكردند . اين طرز كشوردارى نادر ، مملكت را به سراشيبى سقوط نزديك كرد .
كشاورزان غارت شده غالبا به دزدى و راهزنى مىپرداختند ؛ بطورى كه كاروانهاى بزرگى كه براى سپاه آذوقه حمل مىكردند ، مجبور بودند كه از جادههاى كمربندى عبور كنند ، در نتيجه خرج حمل و نقل گرانتر مىشد . جريمههاى پىدرپى شاه بار مردم را سنگينتر مىكرد .
با زن ، در نامههاى خود خبر مىدهد : « غرامتهاى زياد و بىرحمى وحشيانهاى كه همراه با غرامتگيرى بود ، خلق را به حد اعلاى فقر رسانيد . سركردههاى نظامى او با اخاذىهاى خود فقر خلق را تشديد مىكردند .
لشكركشيهاى غارتگرانهء نادر ديگر مثل سابق توأم با غنايم گرانبهايى نبود ، و تحميلات مالياتى نادر بر مردم ايران حد و حصرى نداشت . « اگر سربازى در اثر بيمارى مىمرد يا در حين جنگ به قتل مىرسيد و يا از سپاه مىگريخت ، از مردم محل سكونت او جريمه مىگرفتند .
. . . تاريخنگار نادر حكايت مىكند ، كه روزانه چاپارها مىآمدند و از قتل و غارت خلق به هنگام گردآورى ماليات كه در تمام كشور جريان داشت ، خبر مىآوردند . سران قبايل لر بختيارى براى گزارش مخارج به دربار احضار شدند ، نادر پس از اينكه آنها را مورد شكنجه قرار داد ، امر كرد كه وجوه خواسته شده را دوماهه تأمين كنند . به هريك از آنها دستور داده شد مالياتى به مبلغ 100 و 200 الف گرد آورند . در نتيجه عصيانى در ميان لرهاى بختيارى درگرفت . . . در شرايط
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1127
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١١٢٧