تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1124

مساهمون:

ص١١٢٤
يك لك هندى يا پنج هزار تومان ايران . اين پادشاه در تمام اين مدت به رقمى كمتر از الف زبان نمىگشود و از عمالى كه به پاى محاكمهء حساب مىآورد ، ده الف و بيست الف مطالبه مىكرد . و اگر آن جماعت وجهى در بساط نداشتند ، ايشان را به چوب مىبست يا گوش و بينى مىبريد تا از راه اضطرار به نام خود هرچه را پادشاه بىرحم خواسته بود بنويسند و قبض بدهند و سپس به فرمان نادر ، جماعت مزبور را به عنوان معرفى اعوان و دستياران ، چوب مىزدند ، و آن گروه بخت‌برگشته از ترس جان هركه را مىشناختند يا ديده ، يا اسمشان را از كسى شنيده بودند نام مىبردند و مأمورين غلاظ و شداد نادرى به دستگيرى ايشان روانه مىشدند . . . و « حكم ، حكم نادر است » را به رخ او مىكشيدند . خلاصه ، اين اختراع منحوس نادر و احكام و حوالجات ظالمانه‌اى كه از طرف او به نام شهرها و دهات و قصبات صدور يافت ، آن قسمت از آباديهاى ايران را هم كه در استيلاى افغانان و قشونكشيهاى نادر و طغيان سركشان مثل محمد خان بلوچ و محمد تقى خان شيرازى و غيره خراب نشده بود ، به يك‌سره ويران كرد و فرياد مظلومان را به فلك رسانيد . به خصوص كه مأمورين نادرى هركه را كه از پرداخت آن وجوه گزاف سرمىپيچيد ، كور مىكردند يا گردن مىزدند . و اگر قدرت پرداخت آن را نداشت و در زير شكنجه جان مىسپرد ، حواله به ورثهء او ، در صورت بىچيزى ورثه ، به همسايه و از همسايه به محله و از محله به شهرها و ولايات منتقل و وجه آن به سختى تمام مطالبه مىشد . . . بديهىست كه پرداخت اين‌همه وجوه ناروا ، از طاقت مردم بىنواى ايران كه در فاصلهء استيلاى افغانان غارتگر و سالهاى آخر سلطنت نادر از هستى ساقط شده بودند ، از امكان خارج بود و مأمورين و محصلين ايرانى با تمام ترسى كه از لا وصول ماندن آنها داشتند نمىتوانستند تمام آنها را دريافت كنند . ناچار قسمت عمدهء حواله‌ها وصول نشده برمىگشت و محرك ديگرى براى اشتعال آتش خشم و غضب نادر به دست مىآمد . اين‌بار نادر به بهانهء اين‌كه حوالجات لا وصول مانده ، محصلين و مأمورين را كور مىكرد و از سرهاى ايشان كله مناره‌ها مىساخت . . . « 1 »

انواع مالياتها

« قسمت اعظم مالياتها و وظايفى كه در دهه‌هاى چهارم و پنجم سدهء هژدهم ميلادى در دولت نادر شاه معمول بود ، تشكيل مىشد از ماليات بر زمين و درآمد ( مالوجهات ، عشر ، چوپان‌بيگى ، نتيجه و وجوه ضربخانه ) و ماليات سرانه ( سرشمارى ، يا ساق‌كش و جزيه ) ، ماليات براى نگهدارى قشون ( علوفه ، سيورسات و اسب چاپار ) و وظيفهء خدمات جنگى ( چريك ) ماليات به نفع شاه و كارمندان دولت ( رسومات ،
هامش
( 1 ) . اقبال آشتيانى ، مجلهء يادگار ، سال 2 ، ص 34 به بعد .