تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1122

مساهمون:

ص١١٢٢

سياست مالى نادر و اطرافيان او

محرك نادر و اشراف نظامى فئودال آن دوران تنها نجات كشور از دست بيگانگان نبود ، بلكه متمول شدن و به دست آوردن حكومت و قدرت ، انگيزهء حقيقى آنان بود . « پس از آن‌كه نادر قلى شاه شد ، دست به لشكركشىهايى زد ، تا شايد بتواند با كشورگشايى راه‌حلى براى زوالى كه دامنگير اقتصاد ايران شده بود بيابد ، و حتى با غنايم جنگى خزانه را پر كند و آن قسمت از طبقهء حاكم را كه حامى او بودند به نوايى برساند . نادر شاه در سال 1737 م . از جنگ بين قبايل افغان قلزايى و ابدالى استفاده كرده ، هرات و قندهار را تصرف نمود . سپس هندوستان را كه در گيرودار زوال اقتصادى و سياسى بود ، مورد حمله قرار داد و غنايمى كلان به دست آورد . در داخل ايران در نتيجهء سياست غلط اقتصادى نادر ، و اخذ مالياتهاى گوناگون ، طبقهء وسيع كشاورزان به حال زارى افتاده بودند . به علت ركود كشاورزى و كاهش پرورش كرم ابريشم و فقدان امنيت ، فعاليت بازرگانى و عوايد گمركى نقصان كلى پيدا كرده بود ، ورشكستگى واحدهاى توليد كشاورزى در وضع ديگر طبقات و گروههاى اجتماعى اثرى منفى باقى گذاشت . با كاهش درآمد واحدهاى توليد كشاورزى ، درآمد مأموران دولت نيز كاهش يافت ، بسيارى از آنهايى كه « برات » يا حواله در دست داشتند ، نمىتوانستند مواجب خود را بگيرند . زيرا مردم روستاها در وضعى نبودند كه بتوانند فشار بسيار سخت مالياتهاى سنگين دولتى را تحمل كنند . از اين‌رو ، مردم كشتزارها پناهگاههاى خود را ترك مىكردند و در كوهها مخفى مىشدند ؛ و در نتيجه ، غارت كشاورزان به وسيلهء مأمورين دولتى تقريبا امكان نداشت . مسئوليت گردآورى مالياتها و جريمه‌ها به دستور نادر به مأموران مالى و حكام ايالات واگذار گرديد . در مواقعى كه آنها نمىتوانستند همهء مالياتها را كاملا جمع كنند ، كسرى آن از خودشان گرفته مىشد . مثلا در سال 1747 در گيلان ، هنگام گرفتن مالياتهاى كلان ، مأمورى كه مسئوليت گردآورى كامل آن مالياتها را به عهده داشت ، از ترس اين‌كه مبادا بخش گرفته‌نشدهء مالياتها ، اجبارا از خودش گرفته شود ( چنان كه معمولا عمل مىشد ) تصميم گرفت كه به اهالى قيام‌كنندهء شماخى بپيوندد . » « 1 » « كاهش درآمد گمرك را مىبايست مأموران گمرك جبران كنند . آنها مىدانستند كه شاه حتى يك شاهى هم از ماليات مقررش را به آنها نخواهد بخشيد . هيچ دليلى را هم در مورد اين‌كه اكنون دادوستد ، در نتيجهء ورشكستگى بازرگانان متوقف شده قبول نخواهد كرد . مأمورانى را كه مالياتها را كاملا جمع نمىكردند و يا متهم به خزانه دزدى مىشدند ، غالبا
هامش
( 1 ) . دولت نادر شاه افشار ، ترجمهء حميد مؤمنى ، ص 67 .