تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1123

مساهمون:

ص١١٢٣
بدون هيچ‌گونه رسيدگى اعدام مىكردند . مثلا متصدى گردآورى مالياتهاى ايالت مرو كور گرديد ، و مأموران مالى ايالات خراسان ، آذربايجان و غيره اعدام شدند . به نمايندگان بوروكراسى عالى فئودالى جريمه‌هاى پولى زيادى بسته مىشد . آنها را غالبا از كار خود بر كنار مىكردند و اموالشان را به نفع شاه مصادره مىكردند . ناظر خبر مىدهد كه مأموران امور مالى ايالات را شاه پىدرپى عوض و اموالشان را به نام خود ضبط مىكرد . بسيارى از صاحب‌منصبانى كه شاه آنها را لخت كرده بود و احتياج شديد به پول داشتند ، براى گرفتن كمك به مأمور ثابت روس در ايران مراجعه مىكردند . مثلا خلفا خان سفير پيشين ايران در روسيه ، اغلب كسانى را براى گرفتن پول پيش مأمور ثابت روس مىفرستاد . زيرا زنهاى او از گرسنگى در حال مرگ بودند و ساير آشنايان او به همين وضع بد گرفتار بودند . گذشته از اين ، نمايندگان بوروكراسى فئودالى با بازرگانان پيوند محكمى داشتند و صاحب مستغلات پردرآمدى نظير كاروانسرا ، دكان و حمام در شهرهاى مختلف نيز بودند . بدين‌جهت بود كه زوال زندگى شهرى و كاهش شديد تجارت به درآمدهاى اشراف ادارى لطمهء شديدى وارد ساخت . تلاشهاى نادر براى محدود كردن نفوذ نمايندگان اشراف ادارى ، نظارت بر فعاليت‌هايشان و مبارزهء وحشيانه با خودسرى و خزانه‌دزدى آنها ، حتى به تنظيم و تحكيم نسبى دستگاه دولت نيز نينجاميد . در آخرين تحليل نادر فقط با اين‌گونه كارها ، بوروكراسى فئودالى را نيز عليه خويش برمىانگيخت . » « 1 » تمام طبقات و گروههاى اجتماعى مىديدند كه نادر براى تأمين سعادت عمومى با دزدى مبارزه نمىكند ، بلكه او سراسر كشور را ملك مطلق خود ، و خزانه و بيت المال را دارايى و مال خود مىشمرد . در خطاب به مأمورين مالى مىگفت : « چقدر از مال من را خورده‌اى ؟ » بدين ترتيب چون خودش سرسلسلهء ستمگران و غارتگران بود ، هيچ‌كس صميمانه با او همكارى نمىكرد و احدى تأمين مالى و جانى نداشت . نادر در سه چهار سال آخر سلطنت خود در وصول ماليات و دريافت جرايم بىوجه و رسيدگى به حساب عمال بقدرى به مردم بيچاهء ايران ظلم كرد كه بنابه گفتهء مورخين قريب العهد به نادر ، در هيچ تاريخى نظير آن ديده نشده بود . از عجايب مخترعات محاسباتى نادر در اواخر سلطنت ، يكى اين بود كه در موقع رسيدگى به حساب مأمورين و محصلين ، رقم الف را هنگام مطالبه ، واحد قرار داده بود و هرالف برابر بود با
هامش
( 1 ) . همان ، ص 292 به بعد .