نهتنها تقليل نيافت بلكه بر اثر رشد روابط كالا - پولى در دورهء ماقبل ، افزوده شد و دولت شاه ، براى رفع حوايج مزبور فقط يك راه در نظر داشت و آن را به كار مىبست و آن راه ، افزودن بار مالياتها بود . هرقدر نيازمنديهاى خزانه شاه بيشتر مىشد مىكوشيدند كه از روستاييان و شهرنشينان ايرانى بيشتر پول دربياورند ، سنگينى بار ماليات در سرزمينهاى اطراف قلمرو دولت صفوى كه مردم آن ايرانى نبودند محسوستر بود ، سياست مالياتى در عهد شاه سلطان حسين ( 1135 - 1106 ه ) براى روستاييان و شهريان غيرقابلتحمل بود ماليات بر روستاييان ، پيشهوران و تجار كه در طى قرن يازدهم به كندى افزايش يافته بود در فاصله سه سال دو سه برابر شد و مالياتهاى جديدى وضع گرديد ، ميزان ماليات چادرنشينان نيز افزايش يافت . از چگونگى وصول مالياتها اطلاع دقيقى نداريم ولى از داستانى كه عيساى خاسان جلاليان درباره طرز سرشمارى در آذربايجان و ارمنستان به منظور وصول مالياتهاى جديد نقل مىكند ، مىتوان در آن باره قضاوت كرد اين سرشمارى به صورت بلاى عمومى درآمد . وزير آذربايجان در سال 1110 هجرى به اتفاق يازده هزار كارمند و نوكر وارد گنجه شد و اينان در روستاها پراكنده شدند و به سرشمارى پرداختند - طرز اجراى سرشمارى بدين قرار بود : در هردهكده چند نفر از كدخدايان و روحانيون و محترمين را گرفته در منازلى جداجدا مىنشاندند و هريك از آنها را وادار مىكردند اطلاعاتى درباره اشخاص و اموال ايشان و موضوعهاى وصول ماليات ( مزارع ، باغها ، تاكستانها ، روغنكشيها ، پادنگها و آبدنگها تعداد دامها و غيره ) بدهند . بعد اطلاعات اين اشخاص را كه مأموران ثبت كرده بودند با يكديگر تطبيق مىنمودند ، اگر اختلافى پيدا مىشد ، روستاييانى را كه به عقيده مأموران ، اطلاعات نادرست داده بودند شلاق مىزدند . مأموران ، اشخاص مزبور را مجبور مىكردند درآمد روستاييان را زياده بر ميزان حقيقى قلمداد كنند تا بتوانند از دهكدهء منظور حتى المقدور بيشتر ماليات وصول كنند .
از يكسو وضع اين مالياتهاى گزاف ، نتيجهء انحطاط اقتصادى بود كه آغاز گشته بود . از ديگر سو افزايش جديد و شديد بهرهكشى فئودالى بنوبه خود موجب فقر و فاقهء بيشتر روستاييان گشته جريان انحطاط اقتصادى را سريعتر و شديدتر مىنمود . ديگر دربارهء واگذارى بخشى از محصول اضافى به روستاييان و يا حتى محصول لازم براى ادامه زندگى ايشان نمىتوانست صحبتى هم در ميان باشد ، اكنون ديگر از دهقانان بيشتر از آنچه توليد مىكردند ، مطالبه مىشد ، مأموران شاهى با شلاق و شكنجه ( سرنگون آويزان كردن و غيره ) روستاييان را مجبور مىكردند آخرين باقيماندهء اثاثه و مايلزم خود را هم تسليم كنند و با اين حال در نواحى بسيار ، روستاييان از لحاظ مالياتهاى عقبمانده بدهكار ابدى مىشدند و به درجهيى از فقر و تنگدستى كه مزيدى بر آن متصور نيست مىرسيدند درعينحال زراعتهاى بزرگ فئودالى كه درآمد آن ممكن بود جانشين عوايد زراعتهاى كوچك روستايى كه دايما در كاهش بود ، شود نيز نشو و نمايى نداشت سياست مالياتى دولت شاه صفوى - نهتنها به ريشه و اساس كشاورزى لطمه مىزد بلكه
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1118
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١١١٨