مأموران و مالك رنج مىبرد به مراتب شديدتر از وضع چادرنشين ايلاتى بود زيرا سازمان ايلاتى تا اندازهيى از مظالم اخير الذكر دفاع مىكرد آن لفافهء رسوم پدر شاهى كه در ايلات بر روى تحميلات و مالياتها و بيغارهاى فئودالى كشيده شده بود در واقع حد و مرزى بود كه از آن تجاوز نمىشد .
چادرنشينان ايلاتى كه در قشون فئودالى خدمت مىكردند سهمى از غنايم جنگى را دريافت مىداشتند و مسلح بودند و حال آنكه رعايا اسلحه نداشتند و كوچكترين مأمور دولت و سپاهى و حتى مستخدمين فئودالهاى بزرگ مىتوانستند به آنها زور بگويند و به حقوق آنان تجاوز كنند .
همين مظالم مستمر ، به تقليل نفوس و بيزارى مردم از كار و كوشش منتهى گرديد و به گفتهء شاردن كشاورزان دنبال آب و كاريز نمىرفتند و اساسا كارگر و دهقان به اندازهء كافى وجود نداشت . سوء ادارهء دولت و بهرهكشى وحشيانهء فئودالها و خودكامى فاتحان سبب گرديد كه عدهء زيادى از كشاورزان به هندوستان و ديگر نقاط مهاجرت كردند و در نتيجه حاصلخيزترين نقاط ، بىآب و بىكشت مانده بود چون از شهرها خارج مىشدند دهها كيلومتر مىرفتند و نشانى از آبادى نمىديدند ، درآمد دولت از طريق وصول ماليات و خراج و پيشكشهاى اجبارى و حق گمركى صادراتى و وارداتى و ترانزيتى و محصول معادن تأمين مىشد .
درآمد ساليانه دولت صفوى را اولئاريوس در سال 1049 هجرى به 640 هزار تومان ( 6400 ميليون دينار ) بالغ مىداند و شاردن در سال 1088 هجرى بالغ بر 700 هزار تومان ( 7 ميليارد دينار ) مىنويسد ، و تذكرة الملوك در سال 1138 رقم 7 ميليون و 856 ميليون دينار يعنى بيش از 785 هزار تومان را ذكر مىكند .
بدينطريق در مدتى قريب 85 سال درآمد ساليانه دولت صفوى بين 640 هزار و 785 هزار تومان نوسان مىكرد . رقم اخير كه حداكثر درآمد آن دولت بود ده بار از درآمد فرانسه و دوبار و نيم از درآمد ساليانهء انگلستان در فاصله ميان قرنهاى هفدهم و هجدهم كمتر بود و حال آنكه قلمرو دولت صفوى از وسعت فرانسه بيشتر و به احتمال قوى جمعيت آن نيز از كشور اخير الذكر فزونتر بود . اين مقايسه نشان مىدهد كه در قرن هفدهم ايران از ترقى اقتصادى تا چه حد از فرانسه و انگلستان عقب بوده است اين عقبماندگى محصول و نتيجه مستقيم سوء سياست دولت و زمامداران و فئودالهاى آن روزگار بود به گفتهء رافايل دومان « ايرانيان هنگامى كه از بيگلربيگان و حكام سخن مىگفتند نمىپرسيدند چه كسى فلان ايالت را اداره مىكند بلكه سئوال مىكردند چه كسى فلان ايالت را مىخورد » « 1 »
همين روش جابرانهء زمامداران به انحطاط و سقوط اقتصادى ايران منتهى گرديد و در نتيجه درآمد دولت بطور محسوس نقصان يافت ، در حالى كه مخارج و مصارف دستگاه ادارى و دربار
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 588 .