تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
مرگ شاه طهماسب در دورهء جانشينان او اوضاع رو به بهبود نرفت بلكه افزايش ميزان بهرهء فئودالى و مالياتها و توسعه رباخوارى به فقر و تنگدستى عمومى كمك كرد . پس از روى كار آمدن شاه عباس اول ، دولت ظاهرا مىكوشيد نيروهاى توليدى نواحى مركزى ايران را افزايش و ترقى دهد و مردم اين منطقه را از راه بهره‌كشى و استثمار شديد كشورهاى مسخر شده ، ثروتمند سازد . براساس اين فكر از ميزان مالياتها كاست . در دورهء شاه عباس اول مانند دوره‌هاى قبل طبقه فئودال از چهار گروه يعنى بزرگان لشكرى ، روحانيون شيعه و مأمورين عاليرتبه كشورى و بزرگان محلى تشكيل مىشد شاه عباس كه بيش از ديگر سلاطين صفويه از قدرت مركزى حمايت مىكرد ، به خدمتگزاران خود تيول مىداد و زمينى به عنوان سيورغال ( كه موجب تضعيف قدرت دولت مىشد ) به كسى داده نمىشد . » « 1 » در منابع مختلف قرن يازدهم هجرى سى و پنج قسم عوارض و ماليات و تحميلات كه بر عهدهء رعايا بود ، ذكر شده است . ولى تمام اين عوارض و تحميلات در آن واحد در سراسر كشور وجود نداشت در عهد شاه عباس اول از ميزان بسيارى از عوارض و مالياتها كاسته شد . بعضى از مالياتها به كلى ملغى گشت ولى در عهد جانشينان شاه عباس بار ديگر مالياتها و عوارض بشدت فزونى گرفت و عوارض تازه‌اى وضع شد دولت و فئودالها مىكوشيدند بر ميزان درآمد خود بيفزايند - ماليات اصلى در اين دوره نيز همان ماليات ارضى يا خراج بود كه اكنون « مال » و « وجوهات » يا « ماليات » ناميده مىشد و بيشتر به جنس دريافت مىشد ( 15 تا 20 درصد محصول ) در بعضى نقاط بجاى بخشى از محصول ماليات نقدى دايمى از هرجفت گاو مأخوذ مىكردند . ماليات باغها و بستانها عشر و توتستانها پنجاه درصد محصول بود . از دامداران ، مالياتى به نام « چوپان‌بيگى » به ميزان يك هفتم پشمى كه از دامها حاصل مىشد ، همچنين يك هفتم زاد و ولد دامها گرفته مىشد و از اسب و خر يك‌سوم بهاى آنها اخذ مىشد . در ازاى آبيارى مزارع و بستانها ماليات خاصى اخذ مىگرديد . براى نگهدارى مأموران گوناگون صدراعظم و ديگران ماليات ويژه‌اى بنام « اخراجات » دريافت مىشد . غالبا از رعايا ماليات فوق العاده « عوارض » مأخوذ مىگرديد - آماده كردن علفه « علوفه » براى نگاهدارى قشون و سخرهء چاپار ( الاغ ) و بيغار نزول يا نزوله يا ( قنق‌لق ) و كار اجبارى ( در ساختمان و تنقيه كاريزها و مجارى آبيارى و غيره ) به نفع دولت يا فئودالها براى روستاييان بسيار سنگين بود ، از مسيحيان ، يهوديان و زرتشتيان جزيه مىگرفتند و ميزان آن بطور متوسط از هر مرد بالغ بيست تا پنجاه ساله ، ساليانه يك مثقال طلا بود گذشته از اين رعايا مكلف بودند ساليانه به مقدار ثابت و معينى پيشكشى و سلامانه و عيدى به جنس يا نقدا به مأمورين دولتى
هامش
( 1 ) . تلخيص از تاريخ ايران ، اثر محققان شوروى ، ص 509 به بعد .