از اين سياست پيروى نكرده است . « شرف الدين بدليسى از طرف شاه در ( 5 - 984 ) مأموريت يافت كه از خزانهء مملكت و كليهء اموال شاه طهماسب اول متوفى صورتبردارى كند .
شرف خان . . . بسيارى از نواحى آذربايجان را ذكر مىكند كه ماليات آنها از هفت تا نه سال وصول نشده و در ذمهء كشاورزان باقيمانده . بسيارى از مراجع نشان مىدهد كه شاه به گرفتن ماليات رغبت نداشته . در تاريخ حيدرى آمده است : « در مدت 8 سال از ولاياتى كه خالصه بود خراج نگرفت و مىفرمود كه چون بالفعل به زر احتياجى نيست و رعايا دادوستد نموده و منافع مىيابند ، از ايشان گرفتن و در خزانه نگاه داشتن چه ضرور است و بدينجهت رعاياى خالصه به غايت مرفه الحال بودند . » « 1 »
فرمان بخشودگى ماليات بعضى از اصناف در مسجد ذو الفقار
« بر يكى از جرزهاى ايوان جنوبى مسجد كوچك ذو الفقار ، سنگ لوح سياهرنگى به طول 90 و عرض 55 سانتىمتر نصب شده كه به خط نستعليق برجسته فرمان شاه عباس كبير مبنى بر بخشودگى ماليات صنف دلاك و آيينهدار و فصاد و ختنهكار و كيسهمال و و خدمتگاران و آبگيران حمامهاى مردانه و زنانه بر آن نقش بسته است : كتيبهء لوح مزبور كه مورخ به سال 1037 هجرى است ، به شرح زير مىباشد : « فرمان همايون آنكه چون به عرض رسيد كه از قديم الايام مقرر بود كه خاصهتراش ، مبلغى از جماعت سلمانى و سليمانى كه عبارت از دلاكان و آيينهداران و فصادان و ختنهكاران و كيسهمالان و خدمتگاران و آبگيران حمامات مردانه و زنانه ( باشد بگيرند ) به عنف و تعدى با آنان رفتار مىنمودهاند . در اين زمان خجسته اوان كه امر خاصهتراشى را ، به عمدة الصناع استاد على رضا خاصهتراش شفقت فرموديم ، مشار اليه مطالبات مذكوره را معاف داشته ، شرط نمود كه يك دينار طلب ندارد و ثواب آن را به روزگار فرخندهء آثار بندگان نواب كامياب . . . هبه نمود . بنابراين مقرر نموديم كه احدى از حكام و تيولداران و كلانتران و سربلوكان و ضابطان فيوج ممالك محروسه اصلا و مطلقا به علت اخراجات از علفه و علوفه و قنلغا و الاغ و بيگار و شكار و دستانداز و پيشكش و عيدى و ساير تكاليف ديوانى به هراسمى كه باشد حواله ننمايند و قلم را كوتاه دارند و هرساله حكم مجدد طلب ندارند . . . صفر 1037 . . . » « 2 »
ناگفته نماند كه در ذى حجة الحرام سال 1038 به فرمان شاه عباس كبير بر يك لوح سنگى مرمرى بزرگترى ، در مسجد شاه ، بعضى اصناف از پرداخت ماليات معاف شدهاند . در اين لوح غير از اصناف و پيشهورانى كه برحسب فرمان مورخ 1037 هجرى از پرداخت عوارض معاف شدهاند ، از جماعت ديگرى به نام « تيغسازان ، چرخگران و سنگسايان و ساير جماعت سلمانى
هامش
( 1 ) . رهربرن ، نظام ايالات در دورهء صفويه ، ترجمهء كيكاووس جهاندارى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ؛ ص 195 به بعد .
( 2 ) . گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، پيشين ، ص 435 به بعد .