تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1108

مساهمون:

ص١١٠٨
وضع اقتصادى كشور در عهد شاه اسماعيل دوم و سلطان محمد خدابنده رضايت‌بخش نبود . شاه عباس پس از قلع و قمع سركشان و استقرار امنيت ، به وضع مالى مملكت سر و صورتى بخشيد و درآمد خزانهء پادشاهى از محل رسوم ( يعنى از محل عوارضى كه به املاك خصوصى تعلق مىگرفت ) فزونى يافت . از آنجا كه در احتساب درآمدهاى عمومى و خصوصى فرقى نهاده نمىشد ، امروز دشوار است بگوييم كه عوايد شاه عباس در دوران سلطنتش از ممر مستغلات شخصى و املاك سلطنتى از چه قرار بود . ولى مىدانيم كه در چند سالهء آخر عمر اين پادشاه ، عوايد حاصله از اين‌گونه املاك به پول آن زمان لا محاله صد هزار تومان ارزش داشت كه تمام اين مبلغ را وقف چهارده معصوم كرد . اگر در نظر داشته باشيم كه حقوق آبدارى ، يعنى جمع كل عوارض آب در تمامى كشور سالى فقط چهار هزار تومان و به قول عالم‌آراى عباسى عوارض چوپان‌بيگى يعنى ماليات بر دواب و گله و رمه جمعا بيست هزار تومان بود ، آنگاه به خوبى مىتوان به وسعت املاك خصوصى شاه عباس پى برد . بر اين سياههء درآمدها ، بايد حقوق اربابى ، عوارض ابريشم و پنبه و عوايد ضرب سكه را نيز علاوه كرد . با آن‌كه به طور دقيق از انواع سكه‌هاى طلا يا نقرهء اين عهد اطلاع نداريم ، از نوشته‌هاى جهانگردان بيگانه چنين استنباط مىشود كه در بيشتر نقاط ايران به‌ويژه شهرهاى مهمى چون اصفهان ، مشهد ، كاشان ، شيراز و تبريز ضرب سكهء نقره و غازبيگى يا سكهء مسى متداول بوده است . مثلا هربرت ضمن سفر از جنوب به اصفهان ، هنگامى كه در لار اندك توقفى كرده بود ، اشاره به سكه‌اى مىكند از نقرهء خالص به شكل يك هستهء خرما كه نام شاه عباس و به قول خودش جمله‌اى از قرآن بر روى آن نقش شده بود و قيمت آن به پول انگليسى در حدود پنج پنس مىشد . اما واحد پول دينار بود كه در تمام ايران صفوى ضرب مىشد و همه‌ساله هر شهرى نقش روى سكهء دينارى را عوض مىكرد . هربيست و پنج دينار يك‌هشتم عباسى بود كه به بيستى شهرت داشت و نيم‌شاهى مىشد . سكهء شاهى برابر پنجاه دينار يا دو بيستى يا يك‌چهارم عباسى بود . دو شاهى يا صد دينار به سكهء نيم‌عباسى يا سكهء خدابنده مشهور بوده و سكهء عباسى از نقرهء خالص كه برابر با چهار شاهى يا دويست دينار مىباشد يك مثقال وزن داشت . بالاخره پنجاه عباسى يا ده هزار دينار را يك تومان مىخواندند . ولى سكه به عنوان تومان موجود نبود . همه‌ساله مقدار « واجبى » يا عوايدى كه از راه ضرب سكه به خزانهء شاهى ريخته مىشد رقم شايان ملاحظه‌اى بود . چه هرجا پول طلايى ضرب مىشد ، از هرسكهء خدابنده يك دينار به خزانه مىرسيد . ظاهرا يك قلم عمدهء درآمد شاه در اين عصر هداياى ساليانهء امرا و حكام بود كه بعضى از اوقات در مقام قياس با ساير منابع درآمد شهريارى بر ارقام سرسام‌آورى مىرسيد . مثلا بل‌سيمون در طى گزارشى به واتيكان نوشته است :