تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1105

مساهمون:

ص١١٠٥

درآمدهاى شاه و مالياتها

فى 27 رجب سنه 932 . » « 1 » يك نويسندهء گمنام ونيزى ضمن توصيف اوضاع اجتماعى آخرين سالهاى پادشاهى شاه طهماسب چنين مىنويسد : « . . . طهماسب به عادت مألوف همه‌ساله عيار سكهء رايج مملكتى را تغيير مىداد ، و با اين كار نيمى از قيمت پول رايج را به نفع خزانهء خويش ضبط مىكرد . . . از اين راه وى همه‌ساله فزون بر چهار صد تا چهار صد و پنجاه هزار دوكاتو طلا استفاده مىبرد . اين شاه امتياز ضرب سكه را به هيچ‌كس نمىداد ، زيرا مدعى بود كه آنچه سايرين ازين راه سود برند ، تعلق به شخص وى دارد . » دالساندرى به موضوع فروش جامه‌هاى شاهى چندبار اشاره مىكند و مىنويسد : « شاه به عادت هميشگى خويش روزى پنجاه دفعه جامه‌هاى خود را عوض مىكرد و بعدا يك دست لباس را به ده برابر قيمتش به رعيت مىفروختند . و البته هيچ‌كس جرأت نداشت از قبول اين جامه‌ها سرباز زند كه سهل است ، خريد لباسهاى « مرشد كامل » يا خداى مجسم ، براى خريدار ، موهبتى بزرگ محسوب مىشد . . . چانه زدن در قيمت و يا اكراه در قبول جامه‌هاى پادشاه گناهى نابخشودنى به‌شمار مىرفت . » « 2 » « به گفتهء همين فرستادهء ونيز ، آنچه در اين عهد از محصولات كشاورزى يعنى گندم و جو و مانند آن گرفته مىشد ، يك ششم خرمن بود . عوارض هرهزار آرش ( - واحد سطح ) اعم از چراگاهها ، كشتزارها و تاكستانها 66 شاهى سكهء طلاى طهماسبى ، برابر بيش از چهار سكه سكويين ونيزى بود ( هرسكويين طلا برابر 16 شاهى طلا يا سكهء طلاى طهماسبى بوده است . ) عوارض‌بندى ، از خانه‌هاى مسكونى پنج درصد مال الاجاره بوده ؛ در برخى نقاط عيسويان به مراتب زيادتر از اين مىپرداختند . چنان‌كه اين عوارض گاهى به پنج دوكاتو و در پاره‌اى از نواحى كشور هفت تا هشت دوكاتو برحسب آبادانى و ثروت ناحيه‌اى كه در آنجا سكونت داشتند مىرسيد . عوارض چهارپايان نيز زياد بود . چنان‌كه هرگله‌دارى مكلف بود براى هرچهل رأس گوسفند مبلغ پانزده بيستى ( بيست دينارى ) يعنى سه دوكاتو بپردازد . . . به چهارپايان نرينه هيچ‌گونه عوارض تعلق نمىگرفت . . . بطور كلى درآمدهاى طهماسب و جانشينان وى از 6 محل مختلف تأمين مىگرديد ، از اين قرار : اول ، از عوارض زمين ، فرآورده‌هاى كشاورزى ، دامپرورى و گله‌دارى و مانند آن . دوم ، از راه گرفتن اجاره زمينهاى خالصه . سوم ، از راه بستن ماليات بر حرير خام و همه‌گونه پرند و پرنيان و پارچه‌هاى پشمى و پنبه‌اى . چهارم ، درآمد از محل بهره‌بردارى از كانها و سنگهاى گرانبها و ماهيگيرى در رودخانه‌ها و درياهاى كشور .
هامش
( 1 ) . آثار تاريخى كاشان و نطنز ، پيشين ، ص 217 . ( 2 ) . ابو القاسم طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، ص 221 به بعد .