مستوفى الممالك در عهد صفويه
مينورسكى مىنويسد : « وزير اعظم كه مستوفى الممالك در عهد صفوى زير نظر وى به كار مشغول بود ، وزير دارايى محسوب مىگرديد . اما در واقع بيشتر امور فنى مالى مانند حسابدارى و مميزى و تنظيم بودجه بر عهدهء مستوفى الممالك بوده . بنا به تعريف شاردن مستوفى الممالك مهمترين و كاربرترين عنصر موجود در اين دستگاه عظيم بوده . اساسا مستوفى الممالك در امور شعبهء ادارى ممالك ، نظارت داشت . مستوفى خاصه و مستوفى ارباب التحاويل در مواردى ناچار به مراجعه به مستوفى الممالك بودند . . . اعضاى مهم زير دست مستوفى الممالك عبارت بودند از ناظر ، داروغهء دفترخانه ، صاحب توجيه و ضابطهنويس و اوراجهنويس . . . مستوفى الممالك انتصاب كليهء مستوفيان را تحت نظارت داشت و دستور العمل براى مأمورين يا عمال مالى مقيم ولايات مىنوشت . اما در تذكرة الملوك هيچ مطلبى دال بر اينكه مستوفيان دواير نظامى و غيره تحت نظر او هستند موجود نيست . بطورى كه از گفتههاى شاردن و كمپفر برمىآيد ، وظايف مستوفى خاصه و مستوفى الممالك مشابه و متكى بر اصول واحدى بود . سمت مستوفى خاصه ، بايد از مشاغلى باشد كه در دوران اخير سلطنت صفوى ايجاد شده و سرچشمهء ويرانى و نابسامانى شگرفى گشته است . در صورت تفصيلى مشاغل رسمى زمان شاه طهماسب و شاه عباس اول ، از مستوفى خاصه سخنى به ميان نيامده است . مستوفى الممالك در تنقيح محاسبات زيردستان سختگيرى داشت .
مينورسكى در صفحهء 137 كتاب خود بار ديگر به وظايف و مسئوليتهاى وزير و مستوفى اشاره مىكند ، و مىنويسد كه : هردو تن وزير و مستوفى وابسته به فرمانده خويش ، يعنى مربوط به يكى از چهار فرمانده سپاه بودند و او را در امور ادارى و دفترى و حسابدارى كمك مىكردند . اين جريان و طرز تشكيلات جالب توجه ، با روش عمومى ادارى صفويه كه عبارت باشد از ايجاد توازن بين قوا و نيروهاى موجود در ادارات و به وجود آوردن نظار نيم مستقل در آن سازمانها ، كاملا مقرون و مشابه است . ولى نمىتوان حدود وظايف وزير و مستوفى و حد فاصل آن را دريافت . ظاهرا هرمستوفى داراى چند محرر ( - ملازم ديوان ) بوده است . مستوفيان اساسا حسابدار و ثبات بودند و مهر ايشان در مواجب و مستمريها مورد استناد بوده است .
مواجب وزير صد يا پنجاه تومان و از آن مستوفى پنجاه يا سى تومان بود ، محتملا درآمدهاى ديگرى نيز داشتند . » « 1 »
« در دوران سلطنت پادشاهان صفوى چنانكه گفتيم ، تمام درآمد و عوايد كشور در اختيار شخص شاه بود و تمام مخارج نيز به فرمان و تصويب شخص او صورت مىگرفت . حقوق اربابى عوارضى بود كه از گلههاى گوسفند و گاو و امثال آنها و از ابريشم و پنبه يا از كسبه و
هامش
( 1 ) . سازمان ادارى حكومت صفوى با تعليمات مينورسكى ، پيشين ، ص 98 به بعد .