نفاذ يافته درنگذرند و هرساله نشان مجدد نطلبند . ختم بالخير تحريرا فى 6 شهر رجب المرجب سنهء اثنى عشر و تسمعمايه . » « 1 »
درآمد و عوايد مملكتى
« در دوران سلطنت پادشاهان صفوى ( مانند قرون گذشته ) تمام درآمد و عوايد كشور در اختيار شخص شاه بود و تمام مخارج نيز به فرمان و تصويب شخص او صورت مىگرفت و سازمان و تشكيلات ثابتى كه بر عوايد و مخارج كشور نظارت كند و ضرورىترين نيازمنديهاى مردم را با رعايت صرفه و صلاح خلق رفع نمايد وجود نداشت . در دورهء صفويه عوايد نقدى و جنسى به شرح زير بود :
1 ) عوايدى كه شاه از ولايات ايران از املاك و اراضى مردم به عنوان رسوم يا از حكام و سران سپاه به عناوين ديگر مىگرفت . مقدار قطعى ماليات اراضى در حدود سال 1100 هجرى قمرى هنگام پادشاهى شاه سليمان ، از هرجريب زمين مبلغى معادل پنج عباسى بود . گذشته از ماليات اراضى ، از بهترين محصولات و طرفههاى ولايت نيز همهساله براى شاه مىفرستادند .
مثلا از كردستان روغن ، از گرجستان شراب و غلام و كنيز زيبا ، از خوزستان اسب عربى ، از گيلان ابريشم . . . اينگونه هدايا را بارخانه مىخواندند .
2 ) عوايد املاك خاصه .
3 ) حقوق اربابى يا عوارضى كه از گلههاى گوسفند و گاو و امثال آنها ، و عوارضى كه از ابريشم و پنبه ، يا از كسبه و پيشهوران و يا به عنوان راهدارى و گمرك و امثال آنها مىگرفتند .
گلههاى شخصى شاه در ولايات مختلف كشور بسيار نبود ، ولى همهسال در حدود يك هفتم از عدهء تمام گوسفندان و برههاى ايران و يكسوم از بهاى گوسفندان آبستن به وسيلهء چوپانباشى مخصوص براى دستگاه شاهى و خزانهء سلطنتى گردآورى و وصول مىشد و درآمد سالانهء خزانه از اين عوارض به بيست هزار تومان مىرسيد . ماليات ابريشم و پنبه معادل يكسوم محصول بود . صدور محصول ابريشم ايران و فروش آن را در كشورهاى اروپا ، شاه در انحصار خود داشت و تجارت ابريشم را بيشتر به وسيلهء عمال ارمنى و بيگانهء خويش انجام مىداد . بطورى كه آدام اولئاريوس نوشته ، در زمان شاه صفى محصول سالانهء ابريشم ولايات مختلف ايران بدين قرار بود :
محصول گيلان 8000 بقچه ، محصول شيروان 3000 بقچه ، محصول مازندران 2000 « محصول گرجستان و ارمنستان 5000 « محصول قراباغ 2000 « و جمع محصول 20000 «
هامش
( 1 ) . متن فارسى فرامين ، پيشين ، ص 263 .