حسب الحكم مقرر دانسته ، مطلقا به علت مالوجهات و اخراجات و خارجيات حكمى و غيرحكمى از علفه و علوفه و قنلغا و الاغ و الام و بيگار ، و شكار و طرح و دستانداز ، و عيدى و نوروزى و اساره پيشكش و سامدى و چريك و دهنيم و ملكانه و محصلانه ، صد چهار و رسم الصداره و رسم الوزاره و حق السعى عمال و رسوم داروغگى و رسم التحرير و المسافه و رسم الاستيفاء و اخراجات قلاع و طوايل و صد يك و صد دو و ساير تكاليف ديوانى و سلطانى و آنچه اطلاق مالوجهات بر آن توان كرد ، به هراسم و رسم كه باشد ، مزاحم نشوند .
فى خامس عشرين جمادى الثانى ، 907 ه »
شاه عباس سه سال بعد از جلوس ، اندكى از ماليات مردم كاشان را كم كرد ، در فرمانى كه به سنگ نوشته شده ، چنين مىخوانيم : « . . . مقرر فرموديم كه من بعد . . . رسوم كيالى و قپاندارى و مهر دفن موتى يك دينار از هيچ آفريده نگرفته و . . . » « 1 » . . . در فرمان زير نيز به پارهاى عوارض كه در آن دوره از طبقهء سوم مىگرفتند اشاره شده است .
فرمان شاه اسماعيل صفوى به سال 1506 م
بسم اللّه الرحمن الرحيم يا على الحسنى ابو المظفر اسماعيل بهادر سيوزوميز
( محل مهر شاه اسماعيل )
حكام و داروغگان و عمال اران و ارسبار قپانات و اروط و سيسجان و گشتاسف و قراداغ و نخجوان بدانند كه در اين وقت محراسياب سيامون به درگاه فلك اشتباه آمد و به عرض رسانيد كه تقديم كشيشان ولايت كؤكچه و رهبانان آنجا از قديم الايام به دو متعلق است . بناء عليه مقرر فرموديم كه به دستور سابق و به قانون معمور ، او را مقدم ( و ) و رطابيت كشيشان و رهبانان ولايت مذكور دانسته ، شرايط اطاعت و خدمتگارى او به تقديم رسانند ، و رسومى كه از قديم الزمان به وانك طاطيف مىدادهاند برسانند و وانك طاطيف و غادى كه مقام و مسكن او بوده و اراضهاى كه متعلق به موقوفات وانك بوده و مزروع مىگردانيده ، به همان دستور مقرر دانند و مزاحمت نرسانند و به علت اخراجات و عوارضات و شلتاقات و مطالبات مسدوده از علفه و علوفه و قنلغا و بيگار و دستانداز و پيشكش و سلامى و اخراجات قلعه و عيدى و نوروزى و جو و گوسفند و ساير تكاليف ممنوعه مزاحم مشار اليه و متعلقان و مزروعات و جهات ايشان نشوند ، و به دستورى كه از زمان سابق الى الغايه به مال و غله با ايشان عمل كرده باشند به همان دستور عمل نمايند ، و داروغگان و عمال آنجا در مهمات ايشان مدخل نسازند و رسوم ايشان را بديشان گذارند و رعايت واجب دانند و از مقتضى فرمان همايون كه سابقا شرف
هامش
( 1 ) . سياست و اقتصاد صفوى ، پيشين ، ص 155 به بعد .