همانندى مىاندازد كه 423 سال پيش از اين در سال ( 1066 م . ) با هجوم نورمانها به خاك انگليس و به دست ويليام فاتح صورت گرفت .
علل شكست اصلاحات :
بديهىست غيرممكن بود كه تحولى به اين بزرگى با دشمنى و نارضايى طبقهء سيورغالداران مواجه نشود يا براى اجراى عدالتى كلى پارهاى بىعدالتيهاى جزيى روى ندهد . پارهاى از اين نارضاييها و ناراحتيها را فضل اللّه روزبهان در مورد علماى شيراز كه به اتكاى سيورغالهاى خود وام ستانده و اميدوار بودند پس از درو با فروش محصول بدهيهاى خود را بپردازند ، وصف كرده است . برغم اين گلهها و ناراحتيها ، طبعا سودى كه از اصلاحات ارضى و لغو مالياتهاى عمومى عايد قاطبهء مردم و بهويژه رنجبران و مستمندان مىشد ، انكاركردنى نبود . اما در عمل اين طرح اصولى با منافع نيرومندترين عناصر طبقهء زميندار تضاد داشت ، و به همين سبب تا يعقوب پادشاه چشم از جهان بربست ، همان عناصر ، يعنى امراى صاحبنفوذ كه منافعشان بيش از سايرين به خطر افتاده بود ، به مخالفت با نظام نوين زميندارى برخاستند و يك ماه پس از مرگ يعقوب ، در هشتم ربيع الاول سال 896 ه ق ( اواسط ژانويه 1491 م . ) شيخ عيسى ساوجى را در ميان بازار ، سربازان به دار آويختند . . . » « 1 » و يعقوب بنيانگذار اصلاحات به مرگ طبيعى يا در اثر مسموميت در غذا درگذشت و كارى كه با حسن نيت آغاز شده بود ، در نتيجهء آماده نبودن محيط اجتماعى و اقتصادى و فقدان تشكيلات ، و متحد و متشكل نبودن طبقات محروم ، به نتيجهء مطلوب نرسيد و بار ديگر نظام ظالمانهء قديم تجديد شد .
به نظر محققان شوروى ، پس از استقرار حكومت آققويونلو ، وضع اقتصادى اكثريت مردم بهبود نيافت . « علايم انحطاط اقتصادى حتى در عهد سلطنت اوزون حسن نيز مشهود بود .
كونتارينى سفير ونيزى از قلت جمعيت و باير بودن اراضى دهات آذربايجان جنوبى و عراق عجم ، و همچنين گرانى « لوازم زندگى » با شگفتى ياد مىكند . از آنجايى كه علت اصلى انحطاط كشاورزى ، افزايش مالياتها در ده سال قبل از حكومت اوزون حسن بود ، وى اصلاحى در امر مالياتها به عمل آورد و قانوننامهء مالياتى جديدى صادر شد كه متن آن به ما نرسيده است ، و فقط معلوم است كه ميزان ثابت ماليات ارضى به موجب آن مشخص شده بود .
على الظاهر ماليات تا يك ششم محصول تقليل داده شد و ميزان تمغا پنج درصد بهاى كالا معين شده بود ( يك دينار از هربيست دينار ) . ولى پس از مرگ اوزون حسن ، مأموران وصول ماليات و عملداران موازينى را كه وى معين كرده بود چندان مورد توجه قرار نمىدادند . در عهد سلطان يعقوب فرزند اوزون حسن ، مربى و مشاور او قاضى سيف الدين عيسى كوشيد تا اصلاحات مالى جديدى به عمل آورد . از آنجا كه تقليل درآمد خزانه تنها نتيجهء انحطاط
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 17 - 114 .