اوزون حسن بنيانگذار سلسله آققويونلو ، پس از كشتن جهانشاه و پايان دادن به حكومت قراقويونلو كمابيش در صدد احياى اقتصادى منطقهء نفوذ خود برآمد .
ماليات در عهد اوزون حسن :
« فعاليتهاى بازرگانى در عهد اوزون حسن رو به وسعت نهاد .
زيرا اين پادشاه با سعهء نظر و نداشتن تعصب ، به كليهء اقليتهاى مذهبى اعم از يهودى و ارمنى اجازه كار و فعاليت مىداد ماليات را برحسب دادوستد و عايدى فروشنده مىگرفت : به گفتهء سوداگرى و نيزى ، هربازرگان يا فروشندهاى كه در بازار دكانى از خود داشت ، به نسبت دادوستد خويش روزانه دو تا شش آسپر « 1 » حتى دوكاتو ماليات مىپرداخت . ( چنانكه از نوشتهء دالساندرى برمىآيد هردو كاتوى ونيزى برابر 5 بيستى يا 20 دينارى عهد طهماسب بوده است ) ارباب حرف و صنعتگران كشور ، همه مكلف به پرداختن ماليات معينى بودند ، حتى روسپيان و امردان نيز به نسبت زيبايى خويش ، مبلغى بر سبيل ماليات مىپرداختند . گذشته از اينها ، واردات هر بازرگان عيسوى ، مشمول تعرفهء گمركى به خصوصى بود كه به ده درصد قيمت كالا مىرسيد ، مگر آنكه كالاهايش را به عنوان ترانزيت وارد تبريز مىكرد كه در آن صورت ميزان ماليات بستگى به وزن كالا داشت و ماليات فقط به بخشى از آن تعلق مىگرفت . » « 2 »
اصلاح مالياتها
يكى از كسانى كه در راه اصلاح وضع مالياتهاى عمومى قدمى برداشته است ، اوزون حسن سرسلسلهء بايندرىست . در آن دوره مالياتها زياد و و گوناگون بود . « هركس برحسب نوع كارى كه انجام مىداد ، مشمول پرداخت ده يا دوازده گونه ماليات بود . مثلا درحالىكه كه زميندار مشمول پرداخت ماليات ارضى مىشد ، اگر در زمين خود تاكستان داشت ، مكلف بود كه براى تاكستان ماليات عليحده بپردازد . و اگر از ناحيهء كشاورزى و دامدارى نيز درآمدهايى داشت ، هرقلم از آن درآمدها نيز مشمول مالياتى جداگانه مىشد . بازرگان گمنام ونيزى ، در سفرنامهاش اشاره كرده است كه هربازرگان يا استادكارى كه در بازار ، دكانى داشت ، علاوه بر ماليات حرفه ، به مقتضاى محل دادوستد و وضع كار خود نيز به پرداخت مبلغى كه بازرسان مالياتى معين مىكردند ، مكلف بوده . به علاوه ماليات خريد طبق تعرفهء ديگرى بر تمامى كالاهايى كه شخص در بازار مىخريد تعلق مىگرفت « چمنبها » ماليات يا عوارضى بود كه گلهدار براى رها كردن دامهاى خويش در مرغزارها يا اراضى عام مىپرداخت ، اما همين گلهدار اگر در مرغزار علف مىكند يا هيمه گرد مىآورد ، آنگاه به پرداخت مبلغى علفبها يا هيمهبها ملزم بود . شايد اغراق نباشد اگر بگوييم كه بازماندگان تيمورى ، ايران را به صورت كلاف سردرگمى از اينگونه مالياتها درآورده بودند . مسلما دهقان يا برزگرى كه از نخستين لحظهء حلول سال ، حاصل كوششهاى خويش را با دادن شيلانبها ( سفرهء امرا و بزرگان ) ، ماليات عيد و سلامانه آغاز مىكرد و براى زمين ، دام ، آب ، چرا ، كاشتن ، درو ، و آرد كردن گندم ،
هامش
( 1 ) .Asper( 2 ) . تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، طاهرى ، ص 85 .