تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1091

مساهمون:

ص١٠٩١
نفوذش از خود يعقوب پادشاه كمتر نبود ، چاره‌اى انديشيد . ظاهرا نظر مربى و معلم پادشاه آن بود كه مالياتهاى جارى را به كلى موقوف كند و اصول زمين‌دارى را بر پايهء جديدى استوار سازد تا بتوان از مالكان جديد طبق تعرفه‌اى جديد درآمدى معادل عوايد حاصل از مالياتهاى قديمى گرفت . مسئوليت اصلاحات ارضى و مالياتى كه يعقوب با آن نظر كاملا مساعدى داشت بر عهدهء سه نفر بود : اول شيخ ساوجى كه در واقع زير دستار و خرقهء روحانيت ، صاحب ديهيم و قباى شاهى بود . و پرواضح است كه جمع شدن اختيارات دينى و ملكى در دست مردى چنين متنفذ ، عملى كردن اصلاحات را آسانتر مىساخت . دوم شيخ نجم الدين مسعود ، خواهرزادهء شيخ عيسى كه از طرف پادشاه به مقام امير ديوان گماشته شده بود و صرفا به كارهاى مالى و مالياتى و ملكى رسيدگى مىكرد . سوم شرف الدين محمود ديلمى وزير عوايد يا خزانه‌دار كل كشور كه مورد اعتماد و احترام همگان بود . نتيجهء مشورت ميان اين سه تن آن بود كه شرف الدين محمود مأمور تجديد نظر در تمامى مالياتها و اصول زمين‌دارى شود ، همه چيز از نو ارزيابى و ماليات‌بندى گردد و در سراسر عراق و فارس سيورغالهاى خشوى و سيورغالهاى خرجى يعنى دو گونه زمينهايى كه پادشاهان گذشته به اميران و مقربان و خدمتگزاران بر سبيل پاداش خدمت يا مستمرى و مانند آن بخشيده بودند از بين برود ، و ما دام كه املاك از نو مفروز و معين نگرديده است ، بازرسان مالياتى از اين‌گونه زمين‌داران چيزى مطالبه نكنند و نستانند .

دقت و شدت در اجراى اصلاحات :

اوايل سال 894 ه ق ( 1489 م . ) خبر مقررات جديد در سراسر عراق و فارس اعلام گرديد و مأموران حكومت و بازرسان مالياتى ، طبق نظام جديد به تمامى زمامداران ابلاغ كردند كه تا مقررات مزبور عملى نشده است و حدود املاك نوين معلوم نيست ، بايد از گرفتن ماليات و دادن حصهء خود به خزانهء عمومى خوددارى ورزند . ظاهرا اجراى فرمانهاى حكومتى چنان دقيق و بىتبعيض صورت گرفت كه به گفتهء مورخ دربار يعقوب كه خود يكى از مخالفان سرسخت اصلاحات ارضى و نظام مالياتى جديد بود ، هيچ‌يك از مأموران به قبول پولهاى نقد و قماشهايى كه بر سبيل رشوه از طرف صاحبان سيورغال داده مىشد حاضر نگرديد . در اندك‌زمانى ، مأموران حكومتى در هربلوكى به اتفاق يك نفر قاضى شرع و يك نفر حسابدار به ارزيابى زمينها و محصول دامها مشغول شدند . اين بازجويى و ارزيابى به اندازه‌اى دقيق بود كه به گفتهء طنزآميز مورخ تلخكام يعقوب ، ارزيابان هرجا سايهء خوشهء گندمى را بر زمين افتاده مىديدند آنجا را كشتزارى درو كردنى مىپنداشتند . دقت و كوشش پاكدلانه و بىغرض مأموران در تهيهء دفاتر جديد و پافشارى و پيگيرى بنيادگذاران اين نظام نوين كه مىخواستند هرج‌ومرج نظامات مالياتى و باقيماندهء ياساى چنگيزى و رسمهاى تيمورى را يك قلم از ايران براندازند و عدالت بىسابقه‌اى را براى تودهء رنجبران ايران تضمين كنند ، يكى از جالبترين رويدادهاى تاريخى عهد يعقوب و دودمان بايندرىست ، و بىاختيار مورخ را به ياد رويداد